تبليغاتX
جنبش راه سبز پاکل بلاگ Pakal Village Blog
روزنوشتهای یک پارسی (دهکده ی ییلاقی پاکل)

به یغما رفتن تاریخ ایران ! به کام کره جنوبی و چین در افسانه جومونگ 

 


*  بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم !
سریال افسانه جومونگ ( ساخته کشور کره جنوبی ) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است . آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین بویو گذارده اند فرمانروایی ایران را هم سلسله هان نامیده اند  . در تاریخ سلسله ( هان ) سواره نظام زره پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است . 

 

 

 

یکی از افسران سپاه آهنین ایران در پایین عکس دیده می شود

 

وقتی از درگیری دولت هان با یاغیان صحبت می شود و بدین خاطر بویو دست به حمله به مناطق اطراف خود می زند در واقع زمانی است که فرمانروایی ایران با یاغیان هوسپائوسینس ( شورشگر تازی ) و  گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور مشغول جنگ است در ضمن مهمترین نکته آنکه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به فرمانروایی تنها در ایران باب بوده است مهرداد پادشاه اشکانی در ارمنستان ( بخاطر آنکه بی طرفی کشورش را زیر پا گذارده و از رومیان حمایت نمود  ) وارد کارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاه بر صندلی پادشاهی به جای آرتاواز قرار داد . کشور بی ریشه کره با استفاده از تمثیل های ایرانی برای خود تاریخ می سازد در سریال یانگوم نخستین رستم زاد ( سزارین ) را به یانگوم منتسب کردند و حال در دل تاریخ اشکانی ما برای سرزمین چوسان خود هویتی حماسی می سازند . باید با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه رسانه های مسئول نسبت به هویت و تاریخ ملی ایران کشورهایی نظیر کره بجای ما ، آنها را به نام خود نموده و در نهایت ما می مانیم و مشتی تاریخ  غیر ایرانی !
بقول ارد بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی : سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .

برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت های ایران جلب می کنم :

به مهرداد دوم پادشاه ایران زمین گفتند در کشورداری صبوری کنید اردوان پدر شما و همین طور فرهاد پدر بزرگتان خیلی زود کشته شدند . مهرداد گفت در حالی که هوسپائوسینس ( شورشگر تازی ) و  گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور به جان مردم ایران افتاده و کشتار می کنند سکوت و نرمش به چه معناست . کشته شدن در این شرایط بسیار با ارزش تر از زندگی در خفت و ننگ است .

شجاعت پادشاه ایران مهرداد اشکانی گویای این سخن ارد بزرگ است که : برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
مهرداد دستور داد ارتش ایران بازسازی شود استراتژی نظامی خاص اشکانیان ، جنگهای نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می دادند. گروههای سوارکار چالاک و کمانداران قابلی که می توانستند در حال سوارکاری ، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند . علاوه بر این ، تمرینات گروهی پیوسته آنها ،در میدان نبرد ، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسبها را ایجاد می کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی ،به هر سمت و سویی می تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می کردند . بخش دیگر سپاه مهرداد دوم  سواره نظام زره پوش ایران که در باختر به آن سوارکاران شوالیه و در خاور به آنها سوارکاران آهنین می گفتند تشکیل می داد تمام بدن آنها و حتی بدن اسبهایشان پوشیده از آهن بوده و بدین شکل هر سپاهی را شکافته و به تسلیم وادار می نمودند .  

 

& lt;p align="center">

 

 


فرمانروای ایران یاغی های باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود .
مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند ... 

 

 

&a mp;amp;a mp;amp;a mp;nbsp;

 

 

 

&a mp;amp;a mp;amp;a mp;nbsp;

+ نوشته شده در  88/03/05ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

     
به نام دادار پاک رامش
  اسفندگان
[روز مهر ايراني]      

 

اسفند روز اسفند ماه مصادف با بيست و نه بهمن ماه است.

سپندارمذ پاسبان تو باد  زخرداد روشن روان تو باد
                                                                                                                          حكيم فردوسي

یکی از ناشناخته مانده ترین جشن‌هاي ميهن ما که در واپسین ماه سال قرار دارد …

واژه‌ي اسفند:
سپنتا آرمتی که ترکیبی از دو واژه "سپنته" یعنی پاک و نا آلوده و مقدس، و ارم یعنی درست و به جا و واژه متی از ریشه مصدری ”من“ یعنی اندیشیدن است. بدین‌سان سپنتا آرمتی، سپندارارمتی، سپندار متی، سپندار مت، سپندارمذ[فارسی نو]، اسپندار مذ، اسپند، اسفند، يعنی انديشه درست و پاک (انديشه‌ي نيک،  سازگاری، بردباری، فروتنی مقدس).

جشن اسفنگان:
در ایران باستان هر ماه جشنی به همان نام وجود داشته‌ و برپا می‌گرديد و مناسبت تلاقی ماه و روز برگزار می‌شده است که امروزه شماري از این جشن ها در میان مردم ميهن ما باقی است.
روز پنجم از هر ماه موسوم است به سپنته آرميی تی که چهارمین امشاسپند ... است. .

 

اسفند روز اسفند ماه مصادف با بيست و نه بهمن ماه است.

سپندارمذ پاسبان تو باد  زخرداد روشن روان تو باد
                                                                                                                          حكيم فردوسي

یکی از ناشناخته مانده ترین جشن‌هاي ميهن ما که در واپسین ماه سال قرار دارد …

واژه‌ي اسفند:
سپنتا آرمتی که ترکیبی از دو واژه "سپنته" یعنی پاک و نا آلوده و مقدس، و ارم یعنی درست و به جا و واژه متی از ریشه مصدری ”من“ یعنی اندیشیدن است. بدین‌سان سپنتا آرمتی، سپندارارمتی، سپندار متی، سپندار مت، سپندارمذ[فارسی نو]، اسپندار مذ، اسپند، اسفند، يعنی انديشه درست و پاک (انديشه‌ي نيک،  سازگاری، بردباری، فروتنی مقدس).

جشن اسفنگان:
در ایران باستان هر ماه جشنی به همان نام وجود داشته‌ و برپا می‌گرديد و مناسبت تلاقی ماه و روز برگزار می‌شده است که امروزه شماري از این جشن ها در میان مردم ميهن ما باقی است.
روز پنجم از هر ماه موسوم است به سپنته آرميی تی که چهارمین امشاسپند ... است. در ایران باستان گروهی از ایزدان و یا مهين فرشتگان را امشاسپندان نامیدند، یعنی پاکان، بی مرگ یا جاودانی، این پاکان هفت تن دانسته شده‌اند، اینان مانند وزیران پادشاه آسمانی ، آفرینش اهورامزدا را پاسبانی و نگهبانی می کنند. اینان همان اند که در فارسی بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ (اسفند)، خرداد و امرداد میخوانیم و سر آنان، خرد پاک اهورا که سپند مینو گویند جای داده شده است. در میان آن‌ها سپندارمذ، خرداد و امرداد مادینه دانسته شده اند. هر یک از آن‌ها نماینده یکی از صفت‌های اهورامزدا در جهان خاکی هستند که سپندارمذ نمودار بردباری و سازگاری اهورامزدا در این جهان است. نگهبانی زمین به وی سپرده شده است و گفته شده از آن‌جا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری دارد، این جشن برای نکوداشت زنان نیکوکار [نيز] برگزار می‌کردند. اين فرشته گذشته از پاسباني زنان پارسا، نگهبان و حامي زمين نيز مي‌باشد. اين جشن را به دليل نزديکي کشت و کار و فصل بهار به نام "برزگران" نيز مي‌گويند.
در گاتاها، 18 بار از اسفندارمذ یاد شده . اسفندارمذ سازنده‌ي جانوران است (یسنا31, بند9) و سرگردانانی را که هنوز درست از نادرست باز نمی‌شناسند را یاری کند (یسنا31,بند12) از او درخواست شده که در روز رستاخیز در آمرزیده شدن او و [پيروان راه راست]  کمک کند. (یسنا33, بند11) و نیز در بن‌دهش فصل27که از گیاهان سخن رفته، آمده است که ”بیدمشک“ از آن سپندارمذ است. این گل که پیش‌رو گل‌های بهاری در هنگام جشن آرمتی، زینت باغ و بوستان است.
 نخستین جشن این روز [اسفندگان] جشن "مزدگیران" یا "مژدگیران" ويا "مردگيران" بوده است. این جشن ویژه‌ي زنان بوده و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت شان بر پا می‌شده است این روز را عید زنان هم می‌خواندند و در این روز مردان به زنان تحفه‌ها اهدا می‌کردند.
در این روز کشمش و ناردان (انار) خشک می خوردند و با آن وسیله، نیش عقرب را دفع می‌کردند. برای مصون ماندن از این خزندگان در فاصله طلوع فجر و بر آمدن آفتاب، دعایی  را بر سه رقعه می‌نوشتند و از سه دیوار خانه می‌آویختند و یک دیوار آزاد می‌گذاشتند که عقرب از آن‌جا بگریزد.

ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه مینویسد: "در زمان گذشته این ماه، به ویژه این روز عید زنان بوده و در این عید مردان به زنان بخشش می‌کردند و هنوز در اصفهان و ری و بلدیه‌های پهله باقی مانده و به فارسی مزد گیران گویند. در این روز افسون می‌نویسند و عوام مویز را با دانه انار می‌کوبند و تریاقی خواهد شد که از زیان گزیدن کژدم را دفع می‌کند و از آغاز سپیده دم تا طلوع آفتاب این رقعه (افسون) را به کاغذهای چهار گوش می‌نویسند و بر سر دیوار خانه می‌چسبانند.
در اسپند روز از سپندارماه، بر روی کاغذ سخنانی چند از اوستا نویسند و به در خانه‌های خود بیاویزند تا این‌که آن خانه‌ها درسال از آسیب گزندگان در امان بمانند. این جشن را   ”برزی‌گران“ نیز خوانندند و همین افسون را ازبرای دور داشتن کشت‌زاران از گزندها به‌کار می‌بردند."

گردیزی درباره این جشن می‌نویسد: "...و این نام فرشته‌ای است که بر زمین موکل است و زنان پاکیزه مستوره و اندر روزگار پیشین، این عید خاصه مر زنان را بودی و این روز را مزدگیران گفتندی که به مراد خویش مرد گرفتندی ... "

در باب هنگام اين جشن تنها اين نکته قابل ذکر است‌که در تقويم زردشتي [گاه‌شمار يزدگردي] به خاطر سي روز بودن هر ماه، ايرانيان باستان يک گاهانبار و پنجه به مدت پنج روز در پايان دوازده ماه، اضافه مي‌کردند تا تعداد روزهاي سال به عدد 365 برسد. بدين ترتيب بر خلاف انتظار اسفند روز اسفندماه، 5 اسفند سال هجري شمسي نمي‌باشد، بلکه با پنج روز اختلاف در 29 بهمن سال هجري شمسي برگزار مي‌گردد.
چه نيکوست که ايرانيان به خصوص جوانان به جاي جشن گرفتن در اعياد غربي و تبعيت از فرهنگ‌هاي بي‌گانه در چنين ايامي که نياکانمان، جشن و سرور برپا مي‌کردند، ما نيز با به پيروي از آنان در اين روزهاي فرخنده به جشن و پايکوبي بپردازيم. 


منابع:
جشن هاي ايران باستان، سرگرد اورنگ، اسفند 1335، انتشارات راستي.
گاهشماري و جشن هاي ايران باستان، نوشته و پژوهش هاشم رضي، چاپ دوم 82، انتشارات بهجت تهران.
جشن هاي ايران باستان، حسين محمدي، چاپ اول، تهران 82، جهاد دانشگاهي.
جشن ها و اعياد ملي و مذهبي در ايران قبل از اسلام، حبيب الله بزرگ زاد، اصفهان 50، انتشارات داد.
آناهيتا، پنجاه گفتار پورداود، مرتضي گنجي، امير کبير، تهران 1343.
+ نوشته شده در  87/11/27ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

                                     

روز سپندارمذگان از دیر باز در تاریخ کهن سرزمین مادری ، با نام روز زن و زمین و عشاق شناخته شده است و دیر پایی آن بسیار فراتر از ولنتاین غربی است . شایسته است بانوی ایرانی را در این روز ارج نهیم و دختران و پسران سرزمین کهن تنها با چهار روز شکیبایی روز عشاق را در ۲۹ بهمن ماه خورشیدی با معشوق خود جشن بگیرند .
گامهایی این چنین ، ما را در پاسداشت هویت ایران ۸۰۰۰ هزار ساله استوار تر خواهد نمود - جوانان ایرانی را در این رستاخیز فرهنگی فراخوانید . دوست عزیز برای استحکام پایه های تمدن ایرانی این متن را برای لیست دوستان و یا کلوب های خودتان ارسال کنید و ضمنآ‌ پیشنهاد می کنم با فرستادن پیام کوتاه به دیگردوستان خود این نکته را یاد آوری کنید و آنها را به برگزاری جشن عشاق در ۲۹ بهمن فرا خوانید .

۲۹ بهمن ماه :
سپندار مذگان، روز عشاق ایرانی

کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز “سپندارمذگان” یا “اسفندارمذگان” نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند…. آیا زمان آن نرسیده است که همچون سال های اخیر و گسترش جشن های سده و مهرگان در ایران نسبت به پیش تر، سپندار مذگان را هم گرامی بداریم ؟

زنده باد ایران زمین و ایران دوستان عزیز

+ نوشته شده در  87/11/26ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

 


سپندارمذگان : در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از والنتاین فرنگی! این روز “سپندارمذگان” یا “اسفندارمذگان” نام داشته است. توضیح: “سپنته آرمئیتی” که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، در پهلوی “سپندازمذ” گفته شده که به معنی فروتنی است. از طرفی چون این امشاسپند، سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد، این روز به نام و مخصوص زنان بوده است. جشنی که در این روز برگزار می‌شده به “سپندارمزگان” معروف است. نام‌های دیگر آن “مردگیران”، “مژدگیران” می باشد. ابوریحان بیرونی می‌نویسد: “اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می‌رود.” و در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته است. در این روز مردان به جهت گرامی‌داشتِ مقام زن به آنها هدیه می‌دادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی می‌کردند و مردان از آنها اطاعت می‌کردند. به این دلیل به این روز مردگیران می‌گفتند که در این جشن زنها می‌توانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند. هم‌چنین “سپندارمذ” در اوستا، “سپند آرمیتی” و در پهلوی، “سپندارمت” یا ” سپندارمد” و در فارسی، “سپندارمذ” یا “اسفند”خوانده می‌شود که مرکب است از دو جزء “سپند” به معنی “ورجاوند” و “آرمیتی” که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی می‌دهد. در پهلوی معنی این ترکیب را “خرد کامل” نوشته اند. در گاهان، غالبا جزء دوم آن ( آرمیتی ) به تنهایی آمده و یکی از فروزه‌های “مزدا اهوره” است. اما در اوستای نو، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سه‌گانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهوره‌مزدا به شمار می‌رود. این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهوره‌مزدا و در جهان استومند، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهوره‌مزدا است و ایزد بانوان آبان ( اردویسور آناهیتا ) و دین و از یاران و همکاران او هستند و “ترومیتی” – دیو ناخشنودی و خیره‌سری و یکی از بزرگان دیوان- دشمن اوست. در گاهان از “سپند آرمیتی” چون پرورش‌دهنده‌ی آفریدگان یاد می‌شود و از طریق اوست که مردم برکت می‌یابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمه‌ها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو، او دارنده‌ی ده‌هزار داروی درمان‌بخش است. و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است. دکتر بهار می‌نویسد: ” در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل “آراماتا” بوده است به معنی “مادر زمین”. واژه‌ی “ساندارامت” در ارمنی ( به معنی اندرون زمین ) صورتی از “سپندارمذ” است. پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته می‌شود. گل بیدمشک را نیز ویژه‌ی او دانسته اند. فلسفه‌ی بزرگ‌داشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌کردند و علاوه بر این‌که ماه‌ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به عنوان مثال روز اول “روز اهورا مزدا”، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی “بهترین راستی و پاکی” که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی “شاهی و فرمانروایی آرمانی” که خاص خداوند است و روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پرمهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را به عنوان نماد عشق می‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه، مهر نام داشت و در ماه مهر، مهرگان لقب می‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه “سپندارمذ” یا “اسفندارمذ” نام داشت و در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌گرفتند.* سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند. ملت ایران از جمله ملت‌هایی است که زندگی‌اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت‌های گوناگون جشن می‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌گذرانده اند. این جشن‌ها نشان‌دهنده‌ی فرهنگ، نحوه‌ی زندگی، خلق و خوی، فلسفه‌ی حیات و کلا جهان‌بینی ایرانیان باستان است. از آن‌جایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم، شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.
+ نوشته شده در  87/11/26ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  |