تبليغاتX
پاکل بلاگ Pakal Village Blog
روزنوشتهای یک پارسی (دهکده ی ییلاقی پاکل)

با توجه به این‌که دیروز در تهران زلزله آمد، امروز به بررسی زلزله در کشورهای مختلف جهان می‌پردازیم. (می‌دانم این دو موضوع ربطی به هم ندارند اما خب کدام یک از کارهای ما به هم ربط دارند که این دومی‌اش باشد!)

ونزوئلا:
زلزله می‌آید. ایران ضمن همدردی با ملت فهیم ونزوئلا، برای آن‌ها حدود دو میلیون خانه‌ی پیش‌ساخته و مقادیر خفنی بیسکویت و کلوچه‌ی لاهیجان و کنسرو ارسال می‎کند. قرار می‌شود تمام مردم ایران یا یک لقمه از غذایشان را به آن‌ها بدهند یا دولت خودش به زور یک لقمه از غذای ملت بزند و به آن‌ها بدهد. رئیس جمهور ونزوئلا هم لبخند می‌زند و با اوباما دست می‌دهد!

اسپانیا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس بر اثر آن کشته و زخمی نمی‌شود و فقط چند تا گاو به خیابان می‌آیند. مردم پارچه‌ی قرمز نشان می‌دهند و برای تفریح می‌دوند. گاوها صد و هشتاد نفر را کشته و دو هزار نفر را زخمی می‌کنند!

افغانستان:
زلزله می‌آید. سیصد هزار نفر کشته می‌شوند. القاعده مسئولیت زلزله را بر عهده می‌گیرد. نیروهای آمریکایی تمام کوهستان‌های افغانستان را بمباران می‌کنند و سیصد هزار نفر دیگر از جمله بن‌لادن را در این درگیری‌ها از بین می‌برند. بعد از چهار ساعت پس‌لرزه‌ی فسقلی دیگری می‌آید و بن‌لادن مسئولیت آن را هم بر عهده می‌گیرد!

ژاپن:
اخبار ژاپن اعلام می‌کند که از امروز به مدت یک ماه، هر روز زلزله‌ای به بزرگی هشت و نیم ریشتر، توکیو را خواهد لرزاند. ساکنان توکیو زیر لب می‌گویند سوسکی بابا و برای امتحان کردن مقاومت ساختمان‌ها، سه ریشتر هم خودشان به صورت دستی به زلزله اضافه می‌کنند. یک دستگاه هم درست می‌کنند که جو را تبدیل به آب‌جو کند و موقع زلزله بیشتر سر حالشان بیاورد!

امارات:
زلزله می‌آید. نیمی از کشور نابود می‌شود. دور ساختمان‌های مخروبه نوار زرد می‌کشند و آن‌ها را به مکان توریستی تبدیل می‌کنند. ایرانی‌ها از این مکان‌ها دیدن می‌کنند و اماراتی‌ها با پول حاصل از صنعت توریسم، یک کشور دیگر درست می‌کنند!

فرانسه:
زلزله قرار است تا چند روز دیگر بیاید. تمام مردم اعتصاب می‌کنند و خواستار منع وقوع زلزله در کشورشان می‌شوند. حمل و نقل عمومی مختل می‌شود. در نهایت زلزله تسلیم خواست مردم می‌شود و دیگر نمی‌آید!

آمریکا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس کشته و زخمی نمی‌شود اما دو نفر و نصفی بی‌خانمان می‌شوند. تلویریون ایران ده بار این خبر را پخش می‌کند و سیاست‌های باراک اوباما، جرج بوش، کلینتون و ... و کریستف کلمب مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد! وزیر خارجه‌ی آمریکا خطر تروریسم را گوشزد می‌کند و دوباره افغانستان را بمباران می‌کنند!

فلسطین:
زلزله می‌آید. کسی خانه ندارد تا بی‌خانمان شود! یازده هزار نفر از نیروهای غیرنظامی کشته می‌شوند. قطعنامه‌ای توسط تمام کشورهای جهان با امضای ایران صادر شده و کشتار غیرنظامیان محکوم می‌گردد. در انتهای این قطعنامه تأکید می‌شود که در صورت تکرار زلزله، عواقب بسیار بدی در انتظار رژیم صهیونیستی خواهد بود! ششصد میلیون دلار کمک مالی هم توسط همان تمام کشورهای جهان صورت می‌گیرد!

سوئیس:
زلزله می‌آید. دسته‌ی عینک چهار نفر از ساکنان می‌شکند. از سوی دولت به تمام شهروندان سوئیس مبلغ سه میلیون یورو وام بلاعوض پرداخت می‌شود. کل کابینه از مردم عذرخواهی کرده و ضمن پذیرش مسئولیت تمام اتفاقات، دسته‌جمعی استعفا می‌دهند!

کلمبیا:
زلزله می‌آید. تمام جمعیت کشور به جز نود و یک نفر کشته می‌شوند. درگیری مسلحانه رخ می‌دهد. یک نوجوان 14 ساله با آر.پی.جی نود نفر دیگر را می‌کشد. بعد به خودش هم مظنون می‌شود و آر.پی.جی را توی حلقش فرو می‌کند!

هند:
زلزله می‌آید. تمام خانه‌ها خراب می‌شود. مردم آواره‌ی کوچه و خیابان می‌شوند و از گرسنگی در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرند. بعد در یک اقدام همگانی مرتاض می‌شوند و از مرگ حتمی نجات پیدا می‌کنند!

ایران:
زلزله می‌آید. شصت هزار نفر کشته و زخمی می‌شوند. آمار آسیب‌دیدگان زلزله در این دولت با آمار دولت‌های قبلی مقایسه و از عدم افزایش آن به عنوان یکی از مفاخر دولت یاد می‌شود. مخالفان دولت هم به شدت سرکوب می‎شوند ... در نهایت تمام ماجرای زلزله و سرکوب تکذیب می‎شود، ابطحی به فریب‌خورده بودن خود اعتراف می‌کند و ریشتر را هم رمز آشوب می‌داند!

+ نوشته شده در  88/07/28ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

 

روزنامه مهرداد بذرپاش چند روز پیش خبر داد که پس از آزادی سعید حجاریان، اصلاح‌طلبان با حضور در منزل او به شکنجه و آزار و اذیت وی می‌پردازند.
شنیده‌های ما ضمن تایید این خبر مهرداد محمود احمدی‌نژاد حاکی از انست که حجاریان در هنگام آزادی گفته است: تازه دارم می‌روم توی زندان! و رو به مهماندارش سروده است: من از آن روز که در بند توام آزادم.
می‌گویند او را به زور از استخر بیرون کشیده‌اند و او هر بار پس از خروج از استخر هی می‌گفته: یک شیرجه، فقط یک شیرجه دیگر!
اما پس از آزادی اصلاح‌طلبان که هیچ بویی از مهر و محبت و نرمش نبرده‌اند، او را به شدت زیر شکنجه قرار داده‌اند. این شکنجه‌ها به سرکردگی محمد خاتمی انجام می‌شود.

عبدالله نوری در بازدید سنگدلانه از حجاریان باز هم او را به فساد تشویق کرده و گفته است: سعید همچنان باید فکر بکند و ما منتظر افکار او هستیم.

خاتمی خود در روزهای اول به بازداشت‌گاه حجاریان حمله برده و ضمن انجام گفتگو او را تحت شکنجه‌ی شدید قرار داده است. صدای ضجه‌های حجاریان از خانه‌ی او شنیده می‌شد که التماس می‌کرد نزن، نزن. از این حرفها با من نزن. خاتمی در این نشست در نهایت قساوت درباره‌ی پوپر و... صحبت کرده است. حجاریان همان ابتدای کلام خاتمی از او خواسته است او را آلوده نکنند. خاتمی گفته است: بیا حالا همین یک جمله.
حجاریان: نه، همینجور یک جمله، یک جمله آدم سر از منجلاب در می‌آورد.
خاتمی: حالا یکبار که چیزی نمی‌شود.
حجاریان: نه خاتمی! این حرفها خانمان‌سوزه. تو هم بیا دست از این کارهایت بردار.
اما خاتمی در فجیع‌ترین شکنجه‌ی موجود که به شخص او اختصاص دارد به حجاریان لبخند زده و گویا قصد قلقلک دادن او را هم داشته است. در همین لحظه خانواده‌ی حجاریان متوجه شده‌اند و داخل ریخته‌اند و داد و فریاد راه انداخته‌اند که چکار می‌کنی بی‌رحم. چکار می‌کنی سنگدل. تو که او را کشتی.
حجاریان پس از رفتن خاتمی با خدا مناجات کرده و گفته است: خدایا من چه گناهی کرده‌ام که رفاه و آسایش از من سلب شده؟ روزی چند بار باید نام نظریه‌پردازها و متفکران این دنیای دنی را بشنوم؟ اگر این نظریه‌پردازها نبودند که این جور چیزها، این وقایع پیش نمی‌آمد.

محمدجواد لاریجانی دبیر کل کنوانسیون حقوق بشر دنیا نیز با محکوم کردن بوسه‌ی خاتمی بر صورت حجاریان این اقدام شنیع را مصداق بارز نقض حقوق بشر و مقدمه‌ای برای شکنجه‌های دیگر دانست. او گفته است: اگر جلو اینها را نگیرید پس از بوسه، او را در آغوش هم خواهند گرفت.
او به خاتمی نسبت به هر گونه گفتگوی تمدنها با حجاریان هشدار داد و گفت: پرونده‌ی خاتمی را به شورای امنیت سازمان ملل خواهد فرستاد!

خانواده‌ی حجاریان ضمن ابراز نگرانی از وضعیت سلامتی او گفته‌اند: سعید به پزشک و اقدامات درمانی و رفاهی نیاز دارد. در حالیکه پیش از مهمانی رفتن(زندان سابق) از آمریکای جنایتخوار با چمدان برایمان کیسه کیسه پول می‌آوردند، اما نمی‌توانست اقدامات درمانی‌اش را انجام بدهد. آخر پول آمریکایی‌ها لامصب برکت ندارد. چمدان چمدان خرج می‌شد و معلوم نمی‌شد چه می‌شد. علاوه بر اینها اصلاح‌طلبان هم مدام او را شکنجه می‌کنند.

حجاریان مقداری از آب استخری را، که ماهها در آن بوده، با خود برای یادگار به خانه برده است و هر روز چند بار این آب را می‌بوید و اشک می‌ریزد.

به گفته‌ی حسین شریعتمداری به زودی اثری از حجاریان از سوی انتشارات کیهان منتشر می‌شود. این اثر شامل: آزادیات(در باب روزهای زندان)، حبسیات(در باب روزهای آزادی از زندان) و سوگنامه‌ی او (شامل ضجه‌های او پس از هر نوبت شکنجه‌ی اصلاح‌طلبان) می‌باشد.

+ نوشته شده در  88/07/20ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

 

حسن غلامعلی‌فرد

پس از آنکه جایزه صلح نوبل امسال به آقای اوباما رسید واکنش‌های زیادی را از اقصی نقاط جهان برانگیخت.عده‌ای موافق این انتخاب بودند و عده‌ای هم به مخالفت با آن برخاستند. اگر نظر ما را هم جویا باشید باید به عرضتان برسانم که ما از بیخ با این انتخاب مخالفیم. زیرا افرادِ دیگری را مستحق دریافت این جایزه می‌پنداریم که در ذیل نام و علت انتخابشان را ذکر می‌نماییم:

1-محمد البرادعی: ایشان تنها کسی است که با استفاده از سیاستِ یکی به نعل و یکی به میخ باعث شد تا کسی از دستش دلخور نشود و به قول معروف من راضی تو راضی همه راضی و الی آخر!

2-هوگو چاوز: ایشان علیرغم طولانی بودن مسیر و نیز پر خطر بودن آن با انجام سفرهای متعددِ آخر هفته به کشورمان و فشردن دست رییس دولت وخت(ترکیبی از وقت و بخت!) آن هم با شدت'به جهانیان ثابت نمود که در راهِ ایجاد صلح و بنزین از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌نماید!

3-منصور ارضی: علت کاندید شدن ایشان این جمله ایست که عرض نموده اند: «من منتظر آن روزی هستم تا خبر مرگِ موسوی و خاتمی و کروبی را بشنوم!» بدیهی است که در صورتِ محقق شدن آرزوی عریض ایشان تمام غائله‌ها می‌خوابد و دنیا در صلح و آرامشی ارضی و سماوی فرو خواهد رفت!

4-غلامحسین الهام: همین نکته که ایشان تا این لحظه توانسته با همسر محترمه‌شان زیر یک سقف دوام آورده و سر به بیابان نگذارد خودش بهترین دلیل برای دریافت این جایزه است. وگرنه مرد و این همه صلح طلبی نوبره والا!

5-جواد لاریجانی: فقط به خاطر چهره معصوم و مظلوم و صلح جویانه اش! نیگاش کن تو رو خدا! آخی!

6-عزت ضرغامی: ایشان ثابت نمودند که در بحرانی‌ترین شرایط می‌تواند مسیحا نفس باشد بدین صورت که مردگان را زنده نموده و حتی با ایشان مصاحبه هم می‌نماید تا اذهان عمومی را کمثل الپرژکتور روشن نماید و نوید صلح را هوار بزند!

7-بازجوی ابطحی: شما در کجای دنیا بازجویی را سراغ دارید که به زندانی اجازه دهد تا از داخل زندان وبلاگش را به روز کرده و میان زندانی‌هایش جعبه جعبه نوشابه خیرات نماید!؟ شما کدام بازجویی را دیده‌اید که با استفاده از علم تغذیه زندانیش را به وزن ایده آل برساند!؟ الحق که جایزه صلح نوبل برازنده‌ی ایشان است.

8-رحیم مشایی: ایشان با سرلوحه قرار دادن شعار معروفِ «من دوست دارم با دوست تو که دوست داره با دوست من دوست بشه دوست بشم» ثابت نمودند که تمام وقت به دنبال دوست‌یابی بوده و همیشه در راهِ صلح گام بر می‌دارند منتهی ایشان کمی گامهایشان را گشاد گشاد برمی‌دارند!

9-استقلال و پرسپولیس: این دو تیم باید مشترکا این جایزه را دریافت نمایند.به این دلیل که سالیان سال است که علیرغم تمام شانتاژها و خرابکاری‌ها در داربی اقدام به تساوی نمودن می‌نمایند تا کسی دلخور نشود و با احساساتِ ملت بازی نشود!

10-مسعود ده نمکی: فقط به این دلیل که نامبرده در ویترین افتخاراتش فقط همین یک جایزه را کم دارد. وگرنه برای ایشان سیمرغ و تخم مرغ و نوبل و سگ آقای پتیبل با هم فرقی ندارند!

11- محصولی: ایشان با آینده نگری منحصر به فردی که داشت باعث شد آرای ملت هدفمند گشته و در تغییر مسیری خردمندانه آینده‌ای پرشکوه و سرشار از صلح و صفا را برای ملت به ارمغان آورد!

12-کامران دانشجو: این شخص با انجام سخنرانی برای دانشجویان آنها را به آرامش دعوت نموده و دانشگاه را سرشار از فضایی دل انگیز نمودند. ضمنا همین نکته که ایشان در هنگام ورود و خروج به دانشگاه از درب های فرعی استفاده می‌نمایند تا خدایی نکرده برخوردی با معترضان احتمالی نداشته باشد، خودش بر روحیه صلح‌طلبی ایشان صحه می‌گذارد اساسی!

13-حسین شریعتمداری: از آنجایی که ایشان دلیل خاصی برای نوشتن و برخی دیگر از اقداماتش ندارد، ما نیز برای کاندیداتوری ایشان دلیل خاصی نداریم و صرفا می‌خواستیم که مطلبمان پایان خوشی داشته باشد!

+ نوشته شده در  88/07/20ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

محمود احمدی‌نژاد در هشتمین کنگره ملی فراخوان پرسش مهر گفته است: «می‌توانیم به قله‌های فتح دسترسی پیدا کنیم، چرا که ما از تبار رستم و آرش و فرهادیم و دسترسی به قله‌های پیشرفت و تعالی برای ما امکان‌پذیر است».

1- بالاخره بابا بزرگ ما که بوده؟ رستم، آرش، فرهاد، یا همگی‌شان با هم؟ لطفاً زودتر اعلام کنید، چون می‌خواهیم کارت ملی بگیریم باید تکلیف جد و آباءمان روشن باشد.

2- آرش رفت بالای قله و تیر انداخت. فرهاد هم رفت کوه را کند. ربط رستم به کوه چیست؟ غیر از محمد نوری‌زاد که چهل سرباز را ساخت قبلاً یک بابایی به نام فردوسی هم یک چیزهایی درباره رستم توی کتابش نوشته. منبع شما کدام است؟ سریال چهل سرباز یا کتاب آن بابا؟

3- رستم و آرش پهلوان بودند. ربط فرهاد به اینها کدام است؟

4- رستم و آرش مملکت را نجات دادند. اما فرهاد حتی نتوانست شیرین را برای خودش نگه دارد. با این حساب تکلیف چیست؟

5- هر چیزی که قدیمی باشد، الزاماً افتخارآمیز نیست. نگرانم که پس‌فردا در راستای افتخارات ملی ما را به «ویس ورامین» هم منتسب کنند. برای این که این طوری نشود عجالتاً عرض می‌کنیم«ویس و رامین» داستانی عاشقانه و تا حدی اونجوری و بی‌ناموسی است. قدیم می‌گفتند کنیزی که ویس و رامین خوانده نخرید که چشم و گوشش باز است.

6- فرهاد عاقبت با تیشه به فرق سر خودش کوبید. ما و شما اگر از نسل او باشیم باید به کجایمان تیشه بزنیم؟

7- نمایشگاه کتاب، فقط مال دیدن نیست، لطفاً کتاب بخوانید می‌گویند چیز خوبی است.

8- باتوجه به مبحثی به نام تاریخ و چیزی به نام جغرافیا، آنها که از نسل جماعت فوق‌الذکر نیستند، چگونه قله‌های فتح را درنوردیده‌اند؟

9- اساساً بابا بزرگ خیلی در پیشرفت آدم مهم است؟

10- قابیل، هابیل را کشت و با اقلیما ازدواج کرد. لذا ما همگی از نسل قابیل هستیم، این ماجرا را کجای دلمان بگذاریم.
+ نوشته شده در  88/02/24ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

1- خاکی بودن دکتر: دکتر بسیار خاکی بود مخصوصا وقتی که شهردار بود و از مراسم کلنگ زنی بر می گشت. یک بار ایشان به مدت یک هفته ناپدید شده بود و تمام کارهای شهرداری خوابیده بود. ما هر جایی که به فکرمان می رسید دنبال دکتر گشتیم. عاقبت یکی از همکاران گفت اخرین باری که دکتر را دیدم قرار بود به مراسم کلنگ زنی برود. همگی به محل رفتیم و با یک ساختمان نیمه کاره رو به رو شدیم. اول فکر کردیم محل را اشتباه امده ایم اما صدای دکتر را شنیدیم که اواز می خواند و اجر بالا می انداخت. هیچ وقت دکتر را اینقدر خاکی ندیده بودم

2- جلوگیری از حیف و میل بیت المال: یک بار زمانی که مطبوعات مطالبی را در مورد گم شدن 350 میلیارد تومان در زمان شهرداری دکتر منتشر کردند به ایشان گفتم نمی خواهید به این شبهات جواب دهید؟ ایشان فرمودند نچ! مدتی بعد در مورد واریز نشدن 5/1 میلیارد دلار از درامد نفت به خزانه شبهاتی مطرح شد ما در راهرو قدم می زدیم و من باز همین سوال را مطرح کردم ایشان کمی به زمین خیره شدند و با خوشحالی چیزی را از روی زمین برداشتند و خدا را حمد و سپاس گفتند. من تصور کردم ایشان سرنخی از پولهای گم شده پیدا کرده اند و پرسیدم دکتر چی پیدا کردی؟ ایشان فرمودند یک گیره کاغذ بود خدا را شکر می کنم که رییس جمهور شدم تا جلوی این جور ریخت و پاشها را بگیرم.


3- سرعت عمل دکتر: دکتر در کارها خیلی سریع عمل می کرد. سرعت عمل او انقدر زیاد بود که از سرعت فکر کردن هم جلو می زد و همیشه قبل از اینکه فکر کند عمل می کرد. موقعی که حزب انگلا مرکل در انتخابات المان پیروز شد ایشان خیلی سریع به مرکل تبریک گفت که این کار مرکل را شگفت زده کرد و در گفتگویی تلفنی گفت این سریعترین تبریک در تاریخ سیاسی المان بوده. دکتر لبخند ملیحی زدند و فرمودند کار خاصی نکردم که مرکل در جواب گفت چرا این کار خیلی خاص است چون من هنوز به عنوان صدر اعظم انتخاب نشده ام و فعلا فقط حزب ما پیروز شده ولی شما انتخاب من به عنوان صدر اعظم را تبریک گفته اید. این واقعه نشان داد سرعت عمل دکتر انقدر زیاد است که نه تنها از سرعت فکر کردن بیشتر است بلکه از وقایع روزانه هم پیشی می گیرد و پیشکی به اتفاقی که هنوز رخ نداده واکنش نشان می دهد.


4- ساده زیستی دکتر: در ستاد انتخاباتی دکتر افراد زیادی را استخدام کرده بودیم که با ماژیک روی کاغذ شعار تبلیغاتی بنویسند و به در و دیوار بچسبانند. من از این کار بسیار متعجب شدم و به دکتر گفتم چرا تراکت چاپ نمی کنید که هزینه ان یک دهم این کار می شود مگر نمی دانید که از زمان گوتنبرگ وسیله ای به نام دستگاه چاپ وجود دارد؟ ایشان با لحنی فیلسوفانه گفتند هزینه مهم نیست مهم ساده زیستی است. اما من از این جمله فیلسوفانه چیزی نفهمیدم تا اینکه دکتر در انتخابات پیروز شد و در تمام چهار سال دوره ریاست جمهوری با سفرهای استانی و توزیع سی دی و سیب زمینی و پرتقال مفتی و کالابرگ و چک پول و بلیت استخر دست به تبلیغات وسیعی زد که بسیار هم کار ساده ای بود. اینجا بود که فهمیدم منظور از ساده زیستی چیست


5- خاطره یاسمن هفت ساله از ساوجبلاق: یاسمن می گوید یک روز در مدرسه به ما گفتند همه باید به استقبال دکتر برویم. ان روز خیلی به ما خوش گذشت چون از همه مدارس امده بودند و شیر و کیک مفتی هم به ما دادند. خواهرم که دبیرستانی است هم انجا بود و می گفت خیلی روز خوبی بود چون همیشه گشت ارشاد به پسرهایی که به مدارس دخترانه نزدیک شوند گیر میدهد اما امروز خودشان تمام پسر دبیرستانی ها را اورده بودند اینجا و من کلی شماره تلفن گرفتم. چند تا کامیون هم پرتقال اورده بودند و وسط خیابان خالی کردند اما یک سری ادم بزرگ که نمی دانم از کجا با اتوبوس اورده بودند به پرتقال ها حمله کردند و من از ترس اینکه زیر دست و پا له شوم جلو نرفتم. صحبتهای دکتر هم خیلی خوب بود چون بقیه دکترها یک جوری حرف می زنند که من هیچی از حرفهایشان نمی فهمم و به ادم امپول هم می زنند اما این یکی یک جوری حرف می زد که برای ما بچه ها خیلی خوب بود و همه حرفهایش را می فهمیدیم. کلا یک جورهایی مثل خانم ناظم ما که سر صف می رود پشت بلندگو حرف می زد

6- بازگشت به صدر انقلاب: ان اوایل که دکتر تازه رییس جمهور شده بود همیشه می گفت ما از ارمانهای انقلاب دور شده ایم و باید به صدر انقلاب برگردیم. من ان موقع تردید داشتم و فکر می کردم چگونه ممکن است بعد از سی سال به شرایط دوره انقلاب که همه چیز به هم ریخته بود برگردیم. مدتی بعد که با خاموشی های گسترده، برق جیره بندی شد یکی از بستگان مسن ما که بیش از 90 سال سن دارد می گفت به یاد دوره مرحوم حاج امین الضرب می افتد که تهران فقط یک کارخانه برق داشت و تنها روشنایی بخش کوچکی از شهر تامین می شد. اینجا بود که فهمیدم نه تنها به صدر انقلاب برگشته ایم بلکه سرعت بازگشت انقدر زیاد بوده که از رگ و ریشه های انقلاب هم عبور کرده ایم و به 90 سال پیش رسیده ایم

7- پرهیز از اصراف: سازمان بازرسی کل کشور نامه ای فرستاده بود مبنی بر اینکه تصمیم دکتر در مورد عقب نکشیدن ساعت رسمی موجب هدر رفتن 5/1 میلیون مگاوات انرژی شده و این تصمیم 45 میلیارد تومان خسارت به بار اورده است. نامه را به دکتر نشان دادم و ایشان گفتند اقدامی لازم نیست و من هم نامه را در سطل اشغال انداختم. دکتر بنده را مورد ملامت قرار داد و گفت چرا اموال بیت المال را هدر می دهید؟ می توانستید از پشت این نامه به عنوان چرک نویس استفاده کنید این کاغذ یک تومان ارزش دارد و ارزش پشت ان 5 ریال است پس شما 5 ریال به بیت المال خسارت زدید. من بسیار شرمنده شدم و سعی کردم مانند دکتر به فکر بیت المال باشم.

8- مصاحبه های دکتر: دکتر سبک جدیدی را در پاسخ دادن به سوالات خبرنگاران ابداع کرد که به گفته کارشناسان در نوع خود بی نظیر است. ایشان اکثر سوالات را با سوال جواب می دادند به صورتی که گاهی خبرنگاران تازه کار ،فراموش می کردند که خبرنگارند و دکتر سوال می کرد و انها جواب می دادند. دکتر یک برگ برنده دیگر هم در مصاحبه داشت و اگر خبرنگاری گیر می داد که جواب سوالش را بگیرد ایشان می گفتند ما اصلا چنین چیزی در ایران نداریم. یک بار خبرنگاری بسیار سمج بود و سوالات پی در پی مطرح می کرد و در اخر گفت دنیا ایران را منزوی کرده است. دکتر در جواب لبخند ملیحی زد و با خونسردی گفت نخیر ایران دنیا را منزوی کرده است. خبرنگار چند دقیقه مبهوت شد و همینطور به دکتر نگاه می کرد بعد بدون اینکه چیزی بگوید از سالن خارج شد.

9- توجه به واجبات: دکتر خیلی به مسایل شرعی و خمس و زکات توجه داشت و تقویمی داشت که به جای سال شمسی بر اساس سال خمسی نوشته شده بود تا یادش بماند اخر سال خمسش را حساب کند. چند روزی بود که دکتر خیلی فکرش مشغول بود و دایم چیزهایی را روی کاغذ می نوشت و خط می زد. من تصورم این بود که دکتر می خواهد دوباره به بوش نامه بنویسد اما یک روز ایشان به من گفتند فلانی 5 تقسیم بر چهار چقدر می شود؟ من کمی فکر کردم وگفتم به نظرم یک عدد اعشاری بشود. دکتر گفت نه می خواهم یک عدد رند بشود بعد گفتند ما در انباری منزل یک چهار پایه داریم که یک سال هست روی ان ننشسته ام و باید یک پنجم ان را به عنوان خمس بدهم اما مشکل اینجاست که چهارپایه فقط چهار پایه دارد و نمی شود ان را پنج قسمت کرد. اینجا بود که فهمیدم دکتر در مسایل شرعی چقدر دقیق است.

10- صرفه جویی دکتر: موقعی که برای کار دفتری به ریاست جمهوری دعوت شدم فکر می کردم انجا خیلی ریخت و پاش و اصراف وجود دارد اما بعدا دیدم که اصلا این طور نیست. دکتر بسیار صرفه جو بود و حساسیت خاصی به بیت المال داشت. هر روز پیشخدمت چند ظرف میوه و شیرینی به اتاق رییس جمهور می برد اما طی این چهار سال حتی یک بار هم ایشان از این میوه و شیرینی میل نکردند و عصرها پیشخدمت می امد ظرفها را در سطل اشغال خالی می کرد. این روش دکتر به من هم درس صرفه جویی داد و من برای اینکه کار پیشخدمت را سبکتر کرده باشم صبح ها که میوه می اوردند همان موقع آن را در سطل اشغال خالی می کردم و ظرف خالی را به پیشخدمت می دادم

11- دوری از لقمه حرام: دکتر خیلی به حرام و حلال توجه داشت و حتی از لقمه شبهه ناک هم دوری می کرد. در سفرهای خارجی که به ضیافت شام دعوت میشد از خوردن شام کفار اجتناب می کرد. دکتر مهارت خاصی در بازی کردن با سالاد و غذا داشت و به محض اینکه میزبان سرگرم می شد و توجه وی به جای دیگری معطوف بود ایشان غذا و سالاد را در جیب کاپشنشان می ریختند تا بعدا در فرصتی مناسب به سطل اشغال بریزند ...
+ نوشته شده در  88/02/15ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

برگزاری همايش (( اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره ))

یکی از مسئولين برگزاری اين همايش اعلام کرد: طی ساليان گذشته انواع اقسام همايش ها در کشور ما برگزار شده که طی آن موضوعات مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است ، تنها موضوعی که از آن غافل بوده ايم شعرها وادبيات کودکان است که تصميم گرفته ايم بعد از اين مرتباًاين نوع همايش ها رادر کشور برگزار کنيم اولين همايش ما در اين زمينه اتل متل توتوله هست که ماه آينده برگزار خواهد شد وبه تر تيب همايش های گرگم به هوا ، چشم چشم دو ابرو و سنگ کاغذ قيچی نيز تا آخر امسال با حضور شخصيت های مورد علاقه کودکان نظير پرفسور بالتازار، لوليک و بوليک ، مورچه و مورچه خوار و تام و جری در محل دائمی هما يشگاه ها برگزار خواهد شد.
 
 

همايش اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره با هدف معرفی حسن و گاو ش، به قشرکم سن وسال جامعه برگزار می گردد. دبيراين همايش که به تازه گی ازسفر هندستون برگشته است در گفتگوی کوتاهی اعلام کرد علت اينکه گاو حسن شيرو..... نداشت اين بود که گاوبيچاره نر بود ولی متاسفانه عده ای باعلم به اين موضوع می خواستند در راستای منافع شخصی خودشون اون زبون بسته را بدوشند ، وقتی که نتوانستند به نيت شوم خود برسند ناجوانمردانه برعليه حسن و گاوش هوچيگری کردند و گاو بخت برگشته را از حسن جدا نموده وبه هندستون بردند که همين امر سبب شد حسن نتواند دوری گاوش را تحمل کند ودرست در ماه های اول جدائی حسن زندگانی را به درود گفته وگاوش را برای هميشه تنها می گذارد. دبيرهمايش درپايان به شعر معروف اتل متل اشاره کرد که به اين صورت می باشد اتل متل توتوله - گاوحسن چه جوره - نه شير داره نه ...تون - گاوشو بردند هندستون وچند بيت آخر که در راستای ترويج چند همسری سروده شده بود که خوشبختانه به همت فعالان مبارزه با پدیده شوم چند همسری اين ابيات امروزه کاربرد خود را از دست داده اند..

لازم به ذکر است دبیر همایش با عقد قرارداد 1 میلیون دلار با یک شرکت صهیونیستی خواستار ساخته شدن بازی  رایانه ای " سنگ ، کاغذ ، هیچی" شد، این بازی رایانه ایی  پس از 6 ماه و با تاخیر 70 روز با پست DHL به ساختمان جشنواره ارسال شد .
 
حالا شما می توانید این بازی را انجام دهید
 

 
+ نوشته شده در  88/02/13ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

اقای رئیس جمهور


امارات اگر پیشرفت کند ، انگار ما پیشرفت کرده‌ایم!


مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می‌گیرند!


این که می گویند دو تا بچه کافیه ، بنده معتقد نیستم . کشور ما برای صد و بیست میلیون نفر جا دارد!


۴۲ روزنامه علیه دولت می‌نویسند!


یک زن (اشاره به خانم فاطمه رجبی) پیدا شده که مردانه حرف می‌زند ، آن وقت شما بهش ایراد می‌گیرید؟


در کشور ما طی این دو ساله معجزه‌ی اقتصادی رخ داده!


گوجه‌فرنگی ۳۵۰۰ تومان نیست ، بغل خانه‌ی ما ۱۲۰۰ تومان است!


رشد تورم 23 درصد( بر طبق نظر مركز پژوهش های مجلس ) دروغ است. تورم 13 درصد است.


من نگفتم نفت را سر سفره ها می آورم.


در سخنرانی من در مجمع عمومی سازمان ملل، یك نفر گفت فلانی یك هاله ای از نور صورت تو را فرا گرفته بود.


امروز همه به این واقعیت معتقدند كه در حال حاضر كشور را امام زمان اداره می كند.


یک دختر 16 ساله در شیراز توانسته است در زیرزمین خانه شان، اورانیوم را غنی کند!


آقای مشایی مظلوم واقع شدند! ایشان هیچ گاه نگفتند ما با ملت اسرائیل دوست هستیم! (بلکه ایشان گفتند ما با مردم اسرائیل دوست هستیم!)


آقای کردان مظلوم واقع شدند و استیضاح ایشان غیرقانونی است!


هرگز نمی گذارند که اوباما رئیس جمهور آمریکا شود!


بهای کنونی نفت(150دلار در سال86) بسیار پایین است و من پیش بینی می کنم که نفت به 200 دلار هم برسد!


من به آقای علی آبادی گفتم که خودت با قدرت وارد فوتبال شو و فدراسیون فوتبال را اداره کن!


عده ای می گویند که بازار آزاد همه چیز را حل می کند، ولی من به شما می گویم که بازار آزاد برای دزدها و سارق هاست!


روز بسیج، نقطه ی عطف تاریخ بشریت است!


اسفندیار مشایی(رئیس سازمان میراث فرهنگی)


مردم ایران با مردم اسرائیل و آمریکا دوست هستند.


مردم آمریکا از بهترین مردم های جهان هستند!


امروزه دیگر نمی توان با دین جهان را اداره نمود و دوران حکومت دین بر جهان به پایان رسیده است!


محمد علی آبادی (رئیس سازمان تربیت بدنی)


من خودم دیدم که نامجو مطلق توپ را استپ کرد و توپ افتاد جلوی پای اسمائیل مطر!(نامجو مطلق 15 سال قبل از این که "مطر" فوتبال خود را شروع کند، از فوتبال خداحافظی نموده بود!)


مردم در سفرهای استانی به ما فشار می آورند که لیگ فوتبال را 30 تیمی کنیم!


عملکرد برنامه ی "نود" بر ضد نظام جمهوری اسلامی است!


در المپیک پکن، موفق بودیم!


نام تیم پرسپولیس باید به پیروزی تغییر داده شود، همان طور که مردم در انقلاب شعار می دادند: استقلال، پیروزی، جمهوری اسلامی!


(همچنین محمد دادکان، یادداشتی را به خبرنگاران نشان داده بود که محمد علی آبادی، با خط خودش، تیم ملی را با 12 نفر، ارنج کرده بود!)


غلامحسین الهام (سخنگوی دولت) :


مردم این بار در بحث مذاکره با آمریکا اعتراض نمی‌کنند ، چون بر خلاف دولت‌های دیگر به دولت نهم اعتماد دارند!


+خبر برکناری وزیران اقتصاد و کشور، دروغ سیزده است که رسانه ها ساخته اند!

دولت مخالف طرح امنیت اجتماعی است!


"نفت" بو می دهد و نمی توان آن را سر سفره های مردم آورد!


عبدالرضا مصری (وزیر رفاه) :


جلسات کمیسیون رفاه اجتماعی به خاطر نبود موضوع جلسه تشکیل نشده است! (یعنی خدا را شکر همه چیز در امن و امان است و همه در رفاه کامل به سر می‌برند!)


+(در مراسم تقدیر از بازنشستگان از نمایندگان مجلس، هنگامی که عده ایی از افزایش قیمت ها صحبت کردند و به عنوان مثال گرانی تخم مرغ را ذکر نمودند، ایشان فرمودند1.gifعجیب است که این روزها همه تخم مرغ خور شده اند!


اعلام خط فقر به چه درد می خورد. این که به مردم بگوییم اگر 300 هزار تومن حقوق بگیرید، فقیر هستید، به جز آن که از نظر روانی برای آن ها مساله ایجاد می کند، چه فایده ای دارد؟


کردان(وزیر برکنار شده کشور):


(خطاب به دانشجویان در کلاس): این طور درس خواندن شما فایده ای ندارد، باید می بودید و می دیدید که ما در دانشگاه آکسفورد چگونه درس می خواندیم!


(در روز استیضاح): شهید بهشتی هم مانند بنده، همواره مورد اتهام و دورغ پردازی دشمنان بود!


این استیضاح باعث شاد شدن رادیوهای اسرائیل و آمریکا می شود.
+ نوشته شده در  88/02/04ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

تنور انتخابات و دماسنج‌هایش
تنور انتخابات که پس از رفتن خاتمی به سردی گراییده بود، این روزها گرم‌تر می‌شود. منزل شش دانگ آقای شریعتمداری (روزنامه کیهان) و منزل محضری آقای الهام در حکم دو دماسنج دقیق برای مطلع شدن از میزان گرمای این تنور هستند. به محض اینکه اندکی تنور گرم می‌شود، شریعتمداری و رجبی به وضعیت قرمز می‌رسند و آژیر می‌کشند. البته آژیر هر کدام متفاوت است. آژیر شریعتمداری با صدایی مردانه است و تقریبا به این صورت "بَ...بو...بَ... بو... برو کنار و گرنه ممکنه ترور بشی... بَ...بو...بَ... بو..." اما خانم رجبی با صدایی زنانه چیزهای دیگری می گویند که از آنجایی که ما بنا نداریم با زن نامحرم شوخی کنیم، از ذکر آنها می گذریم.
 
به خصوص آنکه ایشان پس از آنکه نتوانست طول دیوار میرحسین موسوی را اندازه بگیرد، عصبانی هم شده و از قرار اخبار از دو رسانه هم شکایت کرده که معلوم است موضوع خیلی جدی است! ما هم که با این طور افراد جدی اصولا شوخی نداریم. حکایتمان مثل آن بنده خدایی‌ست که یک بار آدم ناشناسی او رادید و همینطور بی جهت هر فحشی که از دهنش در می‌آمد، جلوی جمع بارش کرد. طرف پا شد و گفت "شما این حرف‌هایی را که زدی شوخی گفتی یا جدی؟" طرف مربوطه آستینش را بالا زد و پنجه بوکسش را دستش کرد و گفت" خیلی هم جدی گفتم!" و این بنده خدا هم که اوضاع را این طور دید، گفت "خوب شد؛ چون من با کسی شوخی ندارم!"

ضمنا آقای کروبی هم بیکار نیست و در راستای گرم کردن تنور انتخابات به قزوین سفر کرده است. هر چند که هنوز از آن ناحیه هیچ آژیری به گوش نرسیده است!

دوباره می‌سازمت بشر!
رئیس جمهور فرزانه، دکتر احمدی‌نژاد که در داخل ایران سخنانی به زبان می آورد که جهانیان را به شگفتی وا می دارد، در خارج از ایران هم حرف‌هایی می‌زند که ایرانیان انگشت به دهان می مانند. این سخنان خارق عادت آن قدر زیادند که اگر کسی آنها را جمع کند، می‌تواند به سادگی کتاب "معجزه هزاره سوم" واقعی را بنویسد. بدون آنکه نیاز به فحاشی، مبالغه‌گویی و توهم داشته باشد.

دکتر ديروز در جمع گروهی از ایرانیان خارج کشور و گروهی از ایرانیان داخل کشور که با عناوین مختلفی چون هیات همراه، خبرنگاران رسانه‌های داخلی (منظور فارس و ایران و کیهان است)، مشاوران و معاونان و خانواده ایشان؛ گفت: «مسئول ساختن آینده بشریتیم.»
چندی پیش هم ایشان آمادگی ایران را برای خارج کردن جهان از بن‌بست کنونی اقتصادی اعلام کرده بود و گفته بود حتی برای این کار برنامه هم داریم.

من بر خلاف سایر منتقدان معتقدم که آقای احمدی نژاد این حرف‌ها را در کمال آگاهی و از روی قصد و اراده و با در نظر گرفتن تمام جوانب می‌گویند و قاعدتا برای عملی کردن آن هم برنامه دارند. ازاین رو و با توجه به تجارب گذشته که نشان می دهد هیچ موضوع طنزآمیزی را نباید شوخی گرفت و علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد، آینده بشریت و بعضی کشورها را از روی وضعيت فعلی ایران پیش‌بینی می‌کنم تا فردا روزی مردم دنیا نگویند آخ! کاش از اول می‌دانستیم! اینست که فرض می‌کنم یکی از آن بندگان خدایی که می خواهند آینده بشریت را به دست بگیرند، بشوند کاندیدای ریاست جمهوری دنیا. آنوقت...

1-      مردم دنیا برای بسط عدالت، رهایی از وضعیت بد غذایی و آمدن نفت یا غذا بر سر سفره‌هایشان به یک بنده خدایی رای می دهند (یا فکر می‌کنند که رای داده‌اند!)

2-      آن بنده خدا رئیس جمهور دنیا می‌شود و ابتدا در جهت بسط عدالت تمام اعضای ستادهایش را به پست‌های مهم جهانی منصوب می‌کند. این انتصابات در حدود نیمی از صندوق ذخیره ارزی بانک مرکزی جهانی را خالی می‌کند و نیم دیگر صرف هزینه‌های جاری دولت جهانی می‌شود.

3-      بعد از این جابجایی‌ها که طبیعتا چند سالی طول می‌کشد مردم خواهند پرسید پس این وعده‌ها در مورد سفره ما چی شد. آن وقت بنده خدای مذکور صادقانه برای مردم توضیح می دهد که اصولا او هیچ وقت در مورد سفره‌ مردم حرفی نزده بوده و اینها ساخته و پرداخته رسانه‌های جهانی بوده، اما در عوض هر روز به سفر کشوری می‌رود و در هر کشوری 17 برابر بودجه سالیانه آن کشور به مردم وعده و وعید می‌دهد.

4-      یکی از مهمترین کارهای مهم و سرنوشت ساز برای بشریت این است که مشخص می‌شود تمام روسای جمهور، نخست‌وزیران و مدیران قبلی جهان دزد و رانت‌خوار بوده‌اند و در این زمینه هیچ تبعیضی صورت نمی‌گیرد. از جمله آنکه گاندی تروریست بوده و مسئولیت حملات یازده سپتامبر با اوست، نلسون ماندلا سابقه‌ کودک‌ربایی دارد، عکس های مستهجن خصوصی از مادرترزا در اختیار عموم قرار می گیرد، اسناد جاسوسی بان کی مون از طرف همسر یک از مقامات جهانی رو می‌شود، کشاورزان قحطی زده‌ یکی از روستاهای سومالی متوجه می شوند عمر مختار سیگار قاچاق می‌کرده، انیشتین کمونیست از آب درمی آید و معلوم می‌شود حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشته، گوته جزو لژ فراماسونری سولوقون بوده...

5-      هر روز 50 الی 60 خبر خوش برای مردم جهان اعلام می شود که دست کم در بالا بردن روحیه‌ آنها برای مدت چند ساعت موثر است. از جمله: فرود سفینه‌ای با 193 سرنشین در سیاره پلوتون، تولید کیک زرد به اندازه‌ تمام گرسنگان جهان، پیوند سلول‌های بنیادی الاغ سیاه و ماهی قرمز و تولید انبوه خرماهی جیگری، کشف انرژی اتمی توسط نوزادان نسل جدید، انتقال گاز استان روسیه به استان اروپای غربی از طریق خط روسیه، چین، ژاپن، اندونزی، کوبا، آمریکا، انگلیس، آلمان، توزیع سیب‌زمینی رایگان بین استان‌های شمالی (بالای خط استوا)...

6-      تصویب اختصاص نیمی از بودجه‌ کل کره زمین برای احداث نوعی قطار عجیب و غریب هوایی بر روی اقیانوس اطلس و لنگ کردن تمام پروژه های دیگر تا هنگام تکمیل این پروژه...
 
 
دست‌انداز
این عکس را از فیس بوک پیدا کردم. عکاسش احتمالا خانم زهرا نظری است. لطفا برداشت‌هایتان در مورد آن را همین پایین بنویسید.
 


راهنمایی: می توانید از ایده حذف پایان‌نامه از فوق لیسانس هم کمک بگیرید.
تذکر: موضوع را الکی به دکتر کردان ربطش ندهید.
هشدار: به مدرک دکتر رحیمی هم ربطش ندهید.
اخطار: به دکتر زاهدی وزیر علوم و اینکه اعلام شده بود ایشان 1000 مقاله در مجلات معتبر ریاضی منتشر کرده‌اند هم ربطش ندهید.
توصیه: فاطمه واعظ جوادی هم در عکس موجود نمی‌باشد. الکی نگردید که گشته‌ایم ما!
+ نوشته شده در  88/01/27ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

شرکت‌کنندگان عزیز به آزمون اقتصادی دولت نهم خوش‌آمدید.
لطفا پس از تصور بحران عظیم اقتصاد جهانی در سال آینده، سقوط قیمت نفت، وابستگی شدید اقتصاد ایران به نفت، خالی بودن صندوق ذخیره ارزی و کسری بودجه بی‌سابقه؛ این خبر را که به استناد لایحه‌ی بودجه 88 تنظیم شده است بخوانید و سپس در صورت عدم خودکشی به سوالات زیر پاسخ دهید:

در لايحه بودجه سال 1388 كه از سوي دولت به مجلس شوراي اسلامي ارائه شده، 81 ميليارد تومان بودجه براي مجموعه هاي غير دولتي در نظر گرفته شده است. از اين مبلغ يك ميليارد تومان به موسسه خصوصي آينده روشن كه پیش از این نام رحيم مشايي در هيات امناي آن به چشم مي خورد، اختصاص يافته است.
همچنين مؤسسسات ديگري نظير پژوهشكده علوم شناختي مبلغ 500 ميليون تومان، مؤسسه بصيرت 600 ميليون تومان، مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي 3 ميليارد تومان، مجمع عالي حكمت اسلامي 300 ميليون تومان، فرهنگستان علوم اسلامي 700 ميليون تومان، مؤسسسه ترجمان وحي يك ميليارد تومان و بنياد فرهنگي (حميد) مولانا 337 ميليون تومان در نظر گرفته شده است.
 
همچنين مبلغ يك و نيم ميليارد تومان براي تشكل هاي غير دولتي زنان، 3 ميليارد تومان، فعاليت هاي قرآني تشكل هاي غير دولتي، 2 ميليارد تومان واحد هاي آموزشي غير دولتي، بدون ذكر نام و گرايش اين تشكل ها در نظر گرفته شده است.
 
سهم بسيج دانش آموزي از بودجه بخش غير دولتي 4 ميليارد، انجمن هاي اسلامي دانش آموزي 4 ميليارد و سازمان دانش آموزي 4 ميليارد و هفتصد ميليون تومان مي باشد.
 
همچنين مبلغ 14 ميليارد تومان براي نهادها و مراكز فرهنگي بدون ذكر اسم و سهم آنها در نظر گرفته شده است و علاوه بر آن، براي بنياد دايرة المعارف اسلامي مبلغ 2 ميليارد تومان، شوراي سياست گذاري ائمه جمعه و برگزاري نماز جمعه 14 ميليارد تومان، مركز رسيدگي به مساجد 3 ميليارد تومان، بنياد حكمت صدرا يك ميليارد و 400 ميليون تومان، ستاد امر به معروف و نهي از منكر يك ميليارد تومان، خبرگزاری مهر 500 میلیون تومان، مدرسه عالي شهيد مطهري يك ميليارد و دويست ميليون تومان، ستاد اقامه نماز يك ميليارد و دويست ميليون تومان، مؤسسه دايرة المعارف فقه شيعه 2 ميليارد تومان، جامعة الزهرا 6 ميليارد تومان و دانشگاه اديان و مذاهب يك و نيم ميليارد تومان و مؤسسه اسرا يك ميليارد و دويست ميليون تومان در نظر گرفته شده است.
 
همچنین به شهرك مهديه قم مبلغ 2.5 ميليارد تومان و براي تعمير و نگهداري مهديه قم 300 ميليون تومان در نظر گرفته شده است.

1-      موسسه‌ خصوصی‌ای که در وانفسای اقتصادی سال آینده یک میلیارد تومان کمک دریافت کند نامش باید چی باشد؟
أ‌.         آینده‌ روشن
ب‌.     آینده خیلی روشن
ت‌.     آینده بسیار روشن
ث‌.     نامش مهم نیست و عضو هیات امنایش مهم است.

2-      چرا موسسه فرهنگی حمید مولانا 337 میلیون تومان در سال آینده از بیت المال دریافت خواهد کرد؟
أ‌.         چون آقای مولانا برای زندگی در آمریکا خرج دارد.
ب‌.     چون آقای مولانا بابت حق‌التحریر مقالاتش در کیهان بیشتر از اینها از دولت طلب دارد.
ت‌.     چون آقای مولانا مشاور دکتر احمدی‌نژاد است.
ث‌.     چون حقوق دریافتی از دانشگاه آمریکن شهر واشنگتن کفاف نمی دهد.

3-     در بودجه سال آینده " سهم بسيج دانش آموزي از بودجه بخش غير دولتي 4 ميليارد، انجمن هاي اسلامي دانش آموزي 4 ميليارد و سازمان دانش آموزي 4 ميليارد و هفتصد ميليون تومان مي باشد." اگر هزینه تجهیز هر کدام از مدارس کپری به طور متوسط 30 میلیون تومان باشد، با این 16 میلیارد و هفتصد میلیون تومان چند مدرسه کپری را می‌توان تجهیز کرد؟
أ‌.         400 مدرسه
ب‌.     500مدرسه
ت‌.     556 مدرسه
ث‌.     600 مدرسه

 
4-      چرا خبرگزاری مهر در بودجه سال آینده 500 میلیون تومان کمک دریافت خواهد کرد؟
 أ‌.      چون همه‌ کمک‌ها را که نباید به خبرگزاری فارس کرد.
ب‌.     چون صلاح نیست در آستانه انتخابات کمک‌هایی که دولت به مهر می کند کمتر از کمک‌هایی باشد که شهرداری به مهر می‌کند.
ت‌.     چون نباید در آستانه‌ انتخابات کمک‌هایی که دولت به زور می کند کمتر از کمک‌هایی باشد که شهرداری به زور می‌کند!
ث‌.     چون هرچقدر پول بدهی آش می خوری!

5-      مبلغ 14 میلیارد تومان برای موسسات بدون ذکر اسم در نظر گرفته شده است. چرا؟
أ‌.         محض اِرا!
ب‌.     چون موسسات مذکور همواره فاقد اسم هستند.
ت‌.     چون 14 میلیارد دیگر ارزش اسم آوردن ندارد.
ث‌.     چون موسسات 14 میلیاردی مذکور هنوز به دنیا نیامده‌اند و به سنت سال 84، وقتی در سال 88 در آستانه انتخابات به دنیا آمدند اسم هم برایشان پیدا می شود.

6-      چرا نام موسسه استاد مصباح یزدی در بخش کمک‌های مالی دولت به موسسات خصوصی به چشم نمی خورد؟
أ‌.         چون این موسسه با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی دولت و مردم در سال آینده، در اقدامی ایثارگرانه و خداپسندانه هیچ کمکی از دولت دریافت نخواهد کرد.
ب‌.     چون این موسسه خصوصی محسوب نمی شود که نامش در این بخش بیاید و اصولا شانش اجل از این مسائل است.
ت‌.     چون رقم پرداختی به آن موسسه از کل رقم در نظر گرفته شده برای این بخش بیشتر است.
ث‌.     چون خوبیت ندارد!

7-   با توجه به وضعیت کنونی تشکل‌های غیردولتی زنان ایران، مبلغ يك و نيم ميليارد تومانی که در بودجه 88 براي تشكل هاي غير دولتي زنان در نظر گرفته شده در نهایت چه خواهد شد؟
أ‌.         به علت باقی نماندن هیچ تشکل غیر دولتی زنان تا سال آینده، این بودجه روی دست دولت خواهد ماند.
ب‌.     در نهایت به موسسه‌ غیر دولتی زنان سرزمین من داده خواهد شد تا بعلاوه یک میلیارد تومان کمکی که از استانداری تهران خواهد گرفت؛ جشنواره زنان سرزمین من برگزار کند.
ت‌.     به عیال آقای ثمره هاشمی داده خواهد شد تا هر کار دلش خواست بکند.
ث‌.     موارد ب و ت.

8-  "پژوهشكده علوم شناختى" این وسط چه صیغه‌ای است؟
أ‌.       صیغه موقت است.
ب‌.     صیغه دائم است.
ت‌.     صیغه مبالغه است.
ث‌.     صیغه اول شخص مفرد کمال خرازی است.

9-  با توجه به اینکه وظیفه موسسه بصیرت ترویج و تبیین سند چشم انداز ذکر شده است، مبلغ 600 میلیون تومان برای آن...
أ‌.         کافی به نظر نمی‌رسد.
ب‌.     مهمل به نظر می رسد.
ت‌.     زیادی به نظر می رسد.
ث‌.     اصلا به نظر نمی رسد.

10-  کلا چه حسی دارید؟
أ‌.         حس خوشبختی. (چون اسم موسسه خودم در فهرست بالا بود... آخ جان!)
ب‌.     حس یک سیب‌زمینی که در روغن جلز و ولز می‌کند.
ت‌.     حس زندگی کردن در کشوری که همه‌چیزش حساب و کتاب دارد.
ث‌.     اینجانب جلبک بوده و هیچ حسی احساس نمی کنم.
+ نوشته شده در  87/11/29ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

+ نوشته شده در  87/11/27ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

این ولنتاین خیلی چیز خوبی‌ست. منتها اشکالش این است که مردم فکر می‌کنند غربی است و هرچقدر ما به جهان اعلام می‌کنیم که ولنتاین هم مثل همه ی چیزهای دیگر ایرانی بوده، آنها قبول نمی‌کنند. البته نه اینکه قبول نکنند ها؛ برایشان مهم نیست. عشاق (یا با دوبله‌ی صدا و سیمای ایران: همسران!)در این روز بجای تفکر درباره ریشه‌های ایرانی ولنتاین، به هم هدیه می‌دهند، همدیگر را در آغوش می‌گیرند  و کارهایی می‌کنند که با دوبله‌ی صدا و سیمای ایران می‌شود: در گوش هم پچ پچ می‌کنند و نوشیدنی می‌خورند و ...! بقیه‌اش هم که دیگر غیرقابل پخش است و اصلا هم برایشان مهم نیست که ولنتاین را کدام قوم ساخته و پرداخته‌اند. 

در عوض ما چون اهل آن کارها نیستیم (یا اگر هستیم اجازه نداریم!) به فعالیت‌های علمی-فرهنگی-تاریخی و غیره رو می آوریم که مهمترین آنها این است که به دنیا ثابت کنیم ما از همه بهتریم و هر چیز خوبی که در دنیا هست یا ایرانی است یا از ایران رفته آنطرف.
 
آخرین مورد "ایرانی‌یابی" همین ولنتاین است که دوستان کشف کرده‌اند یکی از آیین‌های قدیمی ایرانی بود و اسمش سپندارمذ یا یک چیز غیرقابل تلفظی توی همین مایه‌هاست. جالبی‌اش اینجاست این مراسم در حالی از زیر خاک (منظورم خاک روی کتاب‌های باستانی در کتابخانه‌های قدیمی است) بیرون کشیده می‌شوند که ایرانی‌های غیور برای برپایی مراسم چهارشنبه سوری هم مشکل دارند و هنوز در رسانه "ملی"شان به چهارشنبه سوری با اکراه گفته می‌شود: مراسم چهارشنبه آخر سال! 

یک عده‌ی دیگری هم مثل آیت‌الله خزعلی، مدیر موسسه‌ی بین المللی غدیر که ردیف بودجه‌ی ناقابلی هم هر سال از سوی دولت ایران به آن اهدا می‌شود با جدیدت به دنبال حذف تعطیلات نوروز و خارج کردن این عید از تقویم کشور به عنوان مهمترین عید سال هستند. 

با این حال و به هر حال، چون من هم دوست ندارم به عنوان وطن‌فروشی معرفی بشوم که دوست ندارد همه‌ی چیزهای مهم دنیا ایرانی باشد، اعتراف می‌کنم که ولنتاین ایرانی است. 
می‌ماند هدیه دادن و بوسیدن و نوشیدن و رقصیدن که از سه تای آخری به دلایلی معذورم اما سنت حسنه‌ی هدیه دادن که در همه ایام مستحب است را به جا می‌آورم. 

از میان چندصد عزیزی که در این دنیا دارم و متاسفانه دستم به هیچکدامشان هم نمی‌رسد، چندتایی را با چند هدیه انتخاب کرده‌ام که از شما خواهشمندم اگر آنها را دیدید این هدایا را از طرف من به آنها بدهید: 

محمد خاتمی— دو کیلو جیگر
میرحسین موسوی --- تقویم رومیزی (ترجیحا سخنگو با قابلیت نعره زدن این جمله: میرحسین دیر شد بدو بابا!) 

محمود احمدی‌نژاد --- کتاب مدیر یک دقیقه‌ای
مهدی کروبی --- ساعت شماطه دار 

فاطمه رجبی --- یک کارتن دیازپام ده
غلامحسین الهام --- کتاب مردان مریخی زنان ونوسی 

حسین شریعتمداری --- یک کارتن داروی نظافت (این هدیه صرفا به خاطر غیر بهداشتی بودن زبان است که عن‌غریب کار دست ایشان می‌دهد و ربطی به ماجراهای ده سال پیش ندارد) 

عوضعلی کردان --- یک مدرک مرغوب از دانشگاه ام آی تی 

مهرداد بذرپاش --- بَن بِن بُنِ 3
مسعود ده‌نمکی --- سی تا مرغ (هر چند که ایشان در جشنواره فجر قبلی تاکید کرده‌بودند نه مرغ می‌خواهند و نه سیمرغ؛ ولی از آنجایی که در هنگام ابراز این بزرگواری نزدیک بود خودشان را جر و واجر کنند این هدیه لازم به نظر می‌رسد) 

محمدعلی ابطحی --- یک موبایل دوربین دار با قابلیت تبدیل حرف و شوخی دستی به وبلاگ
+ نوشته شده در  87/11/27ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  | 

یک مطلب دخترانه
 به سراغ دخترخانم‌های عزیز –به خصوص دم بخت‌هایشان - می‌رویم که اگر مطلب خنده‌دار نبود لااقل برای آقا پسرها مفید باشد: 
وقتی یک دختر خانم می‌گوید... منظورش این است که...
نمی‌خوام می‌خوام
یه لحظه صبر کن اینقدر وایستا تا زیر پات علف سبز بشه
خانواده‌ی من فرهنگی هستند و مسائل مالی زیاد برامون مهم نیست وضع مالی‌مون خوب نیست. جهاز بی جهاز!
ایییش اوووف!
بالاخره بی هیچی که نمی‌شه بابات مایه تیله داره دیگه؟! اگه نیست وقت منو نگیر...
نه دیرم نمی‌شه تا بوق سگ می تونیم با هم توی پارک بشینیم!
ما امروزی فکر می‌کنیم دوستان زیاد هستند!
نکن همچین ادامه بده!
بگم ها: ادامه‌ی تحصیل واقعا برام مهمه یه سال بعد از عروسی یه بچه‌ی کاکل زری برات میارم قد گوساله!
نه دیگه دیرم شده، پاپا نگران میشه لامصب ساعت چار صبحه، بابام می‌کشه منو!
نمی‌شه می‌شه

+ نوشته شده در  87/11/04ساعت   توسط یکی از نوادگان کوروش بزرگ  |