تبليغاتX
جنبش راه سبز پاکل بلاگ Pakal Village Blog
روزنوشتهای یک پارسی (دهکده ی ییلاقی پاکل)


مهدي بازرگان در سال ۱۲۸۶ هجري شمسي در تهران متولد شد. پدرش مرحوم حاج عباسقلي بازرگان (تبريزي)، از تجار ديندار و روشنفكر و سرشناس زمانش بود، كه عليرغم استبداد رضا شاهي، در پايه گذاري برخي فعاليتهاي ديني و اجتماعي، با همكاري مرحوم سيد ابوالحسن طالقاني (پدر آيت الله طالقاني) نقش مؤثري داشت و در دوران نهضت ملّي نيز، در ائتلاف نيروها و جلب حمايت روحانيون و بازاريان نسبت به دكتر مصدق كوشش فراوان نمود.



بازرگان، علاوه بر اشتغالات درسي در آن دوران، به تحقيق و تتبع در مباني اعتقادي خود كه متأثر از تعليم پدر و تفسير مرحوم ميرزا ابوالحسن خان فروغي در دوران دبيرستان بود، ادامه ميداد و بهمراه مرحوم دكتر يدالله سحابي و مرحوم دكتر محمد قريب، تلاشهايي در اين زمينه مينمود.



او در سال ۱۳۰۶ شمسي، بهمراه گروه محصلين ممتاز اعزامي دولت، به كشور فرانسه رفت و بمدت هفت سال در آن ديار اقامت نمود. بازرگان در ميان دانشجويان اعزامي، اولين ايراني بود كه پس از گذراندن دوران مقدماتي و قبولي در كنكور سراسري وارد تحصيلات عالي در خارج از كشور ميشد.



بازرگان بعد از خاتمه تحصيلات در سال ۱۳۱۳ شمسي به ايران بازگشت و پس از انجام خدمت وظيفه، در سال ۱۳۱۵ به عنوان اولين دانشيار در دانشكده فني تهران مشغول بكار شد، و در دو دوره متوالي، رياست دانشكده فني را بعهده داشت.



فعاليتهاي ديني بازرگان كه مقدم بر فعاليتهاي سياسي اش بود، از همان اوان تدريس در دانشگاه و تماس با دانشجويان از طريق مشاركت در تأسيس انجمنهاي اسلامي دانشجويان و معلمين ( و بعدها مهندسين و پزشكان) و سخنرانيهاي متعدد در مجالس و محافل مذهبي و علمي شروع گرديد



او در سال ۱۳۲۹، در جريان مبارزات نهضت ملي، براي خلع يد از دولت انگليس و ملي كردن نفت، از طرف دكتر محمد مصدق به مديريت عامل شركت نفت برگزيده شد، و بهمراه هيأت منتخب دولت به آبادان رفت و با حمايت مردم و همت مهندسين و متخصصين موفق به اداره صنعت عظيم نفت، پس از اخراج بيگانگان گرديد.



پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) مهندس بازرگان را مأمور تشکیل کابینه کردند. امام خمینی(ره) در جلسه معرفی بازرگان به عنوان نخست، تاکید کردند که انتخاب مهندس بازرگان به پیشنهاد و نظر شورای انقلاب بوده است: ایشان وزرای خود را تعیین می کنند و به ما معرفی می کنند تا شورای انقلاب ما که پیشنهادش و نظرش این بود که ایشان رئیس دولت باشد وزرای شان را بررسی می کنند و ان شاءالله مسائل به طور سهل و خوبی انجام بگیرد.



بازرگان و اعضای حزبش موسوم به نهضت آزادی با شرکت در رفراندوم به جمهوری اسلامی رای "آری" دادند.



امام خمینی(ره) در متن فرمان نخست وزیری بازرگان اینگونه مرقوم کرده بودند: «بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، جناب عالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص مامور تشکیل دولت موقت می نمایم.» با گذشت نه ماه از روی کار آمدن دولت بازرگان و دو روز پس از آن که دانشچویان پیرو خط امام سفارت آمریکا را به اشغال خود درآوردند، استعفا کرد.



در دیدار با یاسر عرفات، رهبر مردم فلسطین



بازرگان در مراسم درگذشت آیت الله طالقانی سخنرانی می کند.



مهندس بازرگان در سی ام دیماه سال 1373، در حالیکه جهت مداوای قلب خود راهی آمریکا بود در فرودگاه زوریخ دچار حمله قلبی شد و درگذشت.

+ نوشته شده در  86/10/30ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

پاسخگویی 
اصولا "رو" چیزی خوبیست. این را علاوه بر سیاستمداران، طنزنویس ها هم معتقدند. نمونه حی و حاضرش هم خود من که جلوی شما نشسته ام. البته دقیق دقیق که جلوی شما ننشسته ام (نعوذ بالله!) ولی خب به هر حال تا حدودی – وبا رعایت تمام موازین شرعی و اخلاقیِ رادان پسند- در مقابل شما هستم. اینها را نوشتم تا بدانید اگر دارم نامنظم می نویسم، خودم هم در جریان هستم و قطعا همینقدر پاسخگویی مستدل کافیست! امیدوارم این شیوه پاسخگویی جدید، به اندازه کافی پاسخگوی سوال ها و شبهات و زبانم لال، نقدها بوده باشد.

این فشار و اون فشار
در ایامی که گذشت سرمای بی سابقه ای کشور را فرا گرفت و همانطور که پیش بینی می شد، در بسیاری از مناطق سرما زده با قطع گاز و بعضا برق و آب، بحران ملی شکل گرفت و همانطور که مسلم بود، دولت از این گلکاری (اعنی فاجعه) باز هم یک حماسه درست کرد و روند مدیرت بحرانِ دولت، از سوی رئیسِ همان دولت بسیار عالی و بیسابقه توصیف شد. 

یک مقدار اندکی افت و قطع فشار گاز – در حد چند استان ناقابل- هم قاعدتا به خاطر خیانت بعضی از عوامل داخلی بود که خوشبختانه افشا شد. در این باره آقای احمدی نژاد اعلام کرد که بعضی ها از داخل ایران از دولت ترکمنستان خواسته اند که صادرات گاز به ایران را قطع کند تا دولت تحت فشار قرار بگیرد. گویا میزان فشار در لوله های گاز با میزان فشار بر دولت نهم ارتباط معکوس دارد. که امیدواریم خدا از این نکاهد ولی بر آن بیفزاید!

گل چیدنِ لاریجانی
ثبت نام نامزدهای هشتمین مجلس شورای اسلامی در موعد مقرر انجام شد و چند هزار نفر ثبت نام کردند که قریب به یقین چند هزار نفر هم قطعا رد صلاحیت خواهند شد. برجسته ترین ثبت نامی، علی لاریجانی بود که علی رغم آنکه قبلا بارها گفته بود نامزد نخواهد شد، در روزهایی پایانی ثبت نام کرد و در پاسخ به اینکه چرا همچون گفت و همچین کرد، اظهار داشت که به خاطر "احساس تکلیف شرعی و دینی"، علی رغم تصمیم قبلی اش نامزد شده است. 

خدا عاقبت جناب لاریجانی را ختم به خیر کند. آن کرشمه ها و این "احساس تکلیف دینی" کردن برای شرکت در انتخابات، من را یاد یک بنده خدایی (که خیلی هم کت و کلفت تر از این جناب لاریجانی بود و هست) می اندازد که عاقبتش آن سال ختم به خیر نشد. انگاری مردم زیاد از گل چیدن سیاستمدارها خوششان نمی آید!

چهار سؤال از سردار افشار 
خب حالا که حرف عروسی و انتخابات شد، دو کلمه هم از رئیس ستاد انتخاباتی، سردار افشار بشنویم. سردار افشار (که قطعا یا دکتر افشار است و یا به زودی خواهد شد!) برای داوطلبین انتخابات مجلس هشتم رهنمود ارائه داد. حالا البته ممکن است شما بپرسید که مگر ماجرای رایانه ای شدن شمارش آرا و هک شدن سایت وزارت کشور حل شد که ایشان رهنمود ارائه می دهد؟ من هم می گویم فضول را بردند جهنم گفت چرا هیزمش تر است و رهنمودش زیاد! به عبارت مؤدبانه تر یعنی این حرفها در شان شما نیست. 

آقای افشار گفته: «بهتر است كساني كه خود را در حوزه‌هاي تخصصي در سطح عالي نمي‌بينند، از نامزدي انصراف دهند.» (تکبـــــــــــــــیر!)
با توجه به اینکه فضولی برازنده خوانندگان محترمی چون شما نیست، اما از وظایف طنزنویسان سیاسی محسوب می شود، چند سوال از ایشان می پرسیم: 

1- این رهنمود فقط مخصوص انتخابات امسال است یا برای انتخابات ریاست جمهوری دو سال بعد هم صادق است؟ خدای ناکرده عطف بماسبق به دوسال قبل که نمی شود؟ 

2- میزان و شاخص متخصص بودن در سطوح عالی چیست؟ رئیس 27 ساله کمپانی عظیم پارس خودرو با سود خالص سالیانه 25 میلیارد تومان چطور است؟ 

3- اگر کسانی که شما دستور داده اید که انصراف دهند، انصراف ندهند، چه می شود؟ از طرف ستاد انتخابات وزارت کشور انصرافانده می شوند؟ 

4- حالا دیگه به جناب رئیس طعنه می زنی شیطون؟

منوریل نمی زنی، پول نمی دیم! 
هاشمی، رئیس سطح عالی در سطوح تخصصی ستاد تبصره 13، طی نامه ای به شهرداری تهران اعلام کرد که دولت از این به بعد به خاطر "ضعف شهرداری تهران در مدیریت حمل و نقل شهری " به این نهاد کمکی نخواهد کرد. به احتمال قریب به یقین"مدیریت حمل و نقل شهری" نامِ دیگر عبارت "هوا کردن منوریل" است!

از خودت می ترسم!
بوش در ابوظبی کولاک کرد و دوباره بعد از متهم کردن ایران به یک عالمه چیزهای خطرناک، به ملت ایران مژده داد که وقتی جمهوری اسلامی ایران سرنگون شود، خواهند دید که دوستی بهتر از ملت و دولت آمریکا ندارند. البته آقای بوش که از اعراب می خواهد برای مقابله با ایران که "بزرگترین خطر منطقه و بلکه جهان" است، با آمریکا متحد شوند، مشخص نکرده که بعد از آن سرنگونی ای که آرزوی اوست، اصولا چیزی به نام ملت ایران باقی خواهد ماند که ببینند دولت و ملت آمریکا بهتر دوستش هستند یا نه. طفلک ملت ایران! شده اند مثل آن طفلی که دایه بسیار زشتی داشت و گریه می کرد. دایه گفت "بچه از لولو ترسیده. نترس اگر لولو بیاید من هستم." بچه هم گفت "از خودت بیشتر از لولو می ترسم!" کسی ترجمه این جمله به انگلیسی را می داند؟ ترجیحا لهجه تگزاسی لطفا!

شی وی بی مازلِم! 
احتمالا بزرگترین ضربه آمریکا به اسلام در روزهای آینده زده خواهد شد. از قرار اخبار، بریتنی اسپیرز، خواننده و بازیگرِ پرجنجال و کثیرالسکس و دارای مشکلات اخلاقی فراوان، با سابقه اعتیاد و زندان که حکم عدم صلاحیت فرزندش هم توسط شوهر سابقش از دادگاه گرفته شد و... (در یک کلام: این کاره!) تصمیم دارد تا به اسلام بگرود. این خبر را یک نشریه انگلیسی زبان داد و که از سوی برخی از رسانه های خبری جهان اسلام (و از جمله ایران) با ذوق و شوق فراوان نقل شد. البته هنوز کاملا مشخص نیست این ذوق زدگی برای اسلام است یا مسلمانان!
+ نوشته شده در  86/10/28ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

مگر سپاه نبودي به همراه آن شاه
که گشته کشته به دست گروه نامه سياه

 

تعزيه ومراسم ماه محرم در واقع نسبتي مثل جزء و کل با هم دارند و تعزيه خواني بخشي از مراسم ماه محرم است.آنچه بيشتر بايدبه آن توجه شود مراسم محرم و سوگواري هاي محرم است . تعزيه در دل مراسم ماه محرم جاي دارد. برگزاري اين مراسم در ايران سابقه اي بيش از 5 هزار سال دارد . يعني ريشه هاي آن به تمدن هاي کهن فلات ايران بر مي گردد . در موردي سند مکتوب داريم که اين مراسم باقي مانده از تمدن سومر است، سومري ها قومي بودند که از فلات ايران به سمت جنوب غربي منطقه وجنوب ميان رودان کوچ کردند و اسناد و مدارک فراواني وجود دارد که اين مردم داراي زمينه هاي مشترک فرهنگي با فلات ايران بوده اند.در اين تمدن جهت مقدس ، شمال شرقي ( کوه هاي زاگرس) است . يکي از نشانه هاي جالب به جاي مانده از اين تمدن آيين هاي سوگواري براي خداي گياهي است براي فرمانرواي شهيد که در تحليل اسطوره اي همان خداي گياهي است در اين آيين هاي سوگواري و شيوه هاي برگزاري و زمان و مدت آن ، همگوني بسيار زيادي با مراسم ماه محرم مي توان ديد. البته آيين هاي سوگواري در فلات ايران فقط به همين خلاصه نمي شود . در سمت ديگر ايران يعني جنوب شرقي هم آيين هاي ديگري داريم. همچنين در شمال شرقي ايران نشانه هاي زيادي از آيين هاي سوگ سياوش داريم مثلا در شمال بخارا آيين هايي داريم که در تاريخ بخارا که ابوبکر محمد بن جعفر نرشخي ، 1000 سال پيش آن را مکتوب کرده است، ذکر شده و اطلاعاتي را پيش روي ما مي گذارد که اين آيين ها از 3000 سال پيش مرسوم بوده است . آيين هاي سوگ سياوش که در تمام ايران چيزهايي از آن به جا مانده است باز هم مشترکات فراواني با آيين عزاداري محرم دارد. يکي از آيين هاي به جا مانده از سوگ سياوش « چمر » در بين لرها و بختياري هاست که معمولا در سوگ يک جوان بزرگ و رشيد و اشخاص مهم برگزار مي شود.
ما سوگواري هايي هم داريم به نام آيين مهر که به آيين مهري در ايران مربوط مي شود، آيين هاي مهري بعدها که از ايران به امپراطوري رم رفت به شدت در آن جا رواج پيدا کرد و در مراکز ومعابد مهري رشد کرد و آيين ها سوگواري به نام مصيبت مهر در آن جا اجرا مي شد که بعدها که رومي ها آيين هاي مسيحي را پذيرفتند، بسياري از مراسم و آداب و سنن مهري در قالب دين جديد مسيحيت مطرح شد، از جمله مراسم مصيبت مسيح که هنوز هم در اروپا، در برخي نقاط، کمابيش رواج دارد و دنباله مراسم مصيبت مهر است که ريشه هاي آن در ايران است.
در واقع ما ظرف آيين هاي سوگواري را در سرزمين خود داشته ايم. بعدها که حادثه شهادت امام حسين در کربلا اتفاق مي افتد، فصل جديدي در آيين هاي سوگواري در ايران باز مي شود و در واقع آيين جديدي در قالب سنت ها و سوگ هاي ايراني ريخته مي شود و طبيعي است که در شيوه ها و آيين هاي قبلي و بسيار گسترده تر از آنها در تمام سرزمين هاي ايران رواج پيدا مي کند.مراسم ماه محرم در جاهايي برگزار مي شود که در حوزه فرهنگ هاي ايراني هستند، مثل لبنان ، سوريه، هند و ترينيداد که فرهنگ ايراني به قول چامسکي توسط کارگران هندي در آن جا رواج پيدا کرده و ... به هر حال منشاء تمام اين مراسم ،حوزه فرهنگي ايران است. شيوه هاي برگزاري مراسم ماه محرم بسيار متنوع و گوناگون هستند، مثل دسته گرداني، نخل گرداني و علم گرداني که همگي در قالب دسته گرداني هستند.
يکي از مهم ترين رسم هاي محرم ، تعزيه خواني است ، در واقع در صورت هاي کهن اين مراسم، بيشتر جنبه هاي نمايشي را در دسته گرداني ها داريم و حرکت نشانه هاي نمادين مثل علم ونخل که هر دو نمودار شهادت هستندو در واقع هر دو بن مايه هاي مشترک دارند. علم نشانه يک درخت فرو افتاده است بعنوان نماد يک شهيد. اگر به نخل هم دقت کنيم روي آن يک نماد سرو وجود د ارد ( جلوي تمام نخل ها) و اگر خود مقطع نخل را هم در نظر بگيريم نماد سرو است. هم علم و هم نخل هر دو نماد درخت هستند، البته در حوزه هاي مرکزي بيشتر سرو و در مناطق کوهستاني صنوبر است. در بسياري از اين مناطق هنوز صنوبرها علم هستند که زيور آلات و پارچه هاي نذري و لباس به آن مي پوشانند. علاوه بر علم و نخل در دسته گرداني ها نشانه هاي نمادين ديگري هم حرکت داده مي شود مثل نمادهاي کبوتر، شير و چيزهايي که با نمادهاي شهادت و مراسم گذشته ارتباط پيدا مي کند.حتي صحنه هايي به صورت روان همراه دسته جات حرکت مي کنند و همين صحنه هاي نمايشي است که بعدها بتدريج به يک نمايش کامل تبديل مي شود و به صورت « تعزيه هاي گردان» در مناطق مختلق معمول مي شود که هنوز هم در اراک تعزيه گردان وجود دارد، و قبلا در زنجان ، قم ، شهرهايي مثل مشهد و شهرهاي زيارتي که دسته جات از اطراف مي آيند هم وجود داشته است . به اين صورت که 20 دسته تعزيه خوان پشت هم صحنه هايي را مي خوانند و دنبال هم حرکت مي کنند، تماشاگران کنار خيابان ايستاده اند و تمام صحنه ها را مثل فيلم دنبال هم مي بينند.
تعزيه ها دو صورت ثابت دارند يکي صورت مجلس مجلس و جداگانه که در تکيه ها و مکان ها برگزار مي شود و يکي هم که در يک ميدان گاهي بزرگ و به صورت همزمان است . مثل تعزيه هفتاد و دو تن .
ممکن است فکر کنيم که اين نوع تعزيه ها صورت تحول يافته تعزيه هاي گردان است و يا اينکه خودشان به تنهايي تحت تأثير سنت هاي نمايشي ديگر پديد آمده باشند،چنان که نمايش هاي سنتي روستايي که در نقاط مختلف ايران از جمله گيلان، مازندران، آذربايجان، مناطق حوزه فرهنگي لر و خراسان و ديگر مناطق روستايي وجود دارد. شيوه هاي اجراي اين نمايش ها، به کارگيري عناصر نمادين در آنها و ارتباط مردم با برگزاري آنها که البته بيشتر بازيگران خود مردم و غير حرفه اي هستند مي تواند زمينه اي باشد براي اينکه آيين ها و نمايش هاي مذهبي و تعزيه در قالب اينها ريخته شده باشد .
چنان که در نمايش هاي تک نفره پرده خواني هم که به معرفي حوادث کربلا مي پردازد،صورت هاي کهن آن مربوط به اسطوره ها و داستان هاي حماسي است و حتي شايد متني که بعنوان يادگار زرير باقي مانده بتواند صورت کهن نمايشي داشته باشد که آن هم موارد مشابه باتعزيه بسيار زياد دارد.
و نمايش هاي ديگر از قبيل واقعه خواني ، در واقع ادامه نمايش هاي حماسي است که بعدا پرده خواني محرمي مي شود. خلاصه اينکه تمام صورت هاي نمايشي مي تواند برخاسته از يک ريشه و اصل مشترک باشند و هم مي توانند در شرايط متفاوت، همزمان در نقاط مختلف وجود داشته باشند و آنچه امروز بعنوان تعزيه مي شناسيم و نمايشي ترين شکل برگزاري مراسم حماسي محرم است از زمان صفويه به بعد و در دوره زنديان رشد فني و محتوايي کرد و اوج اين مراسم را در زمان قاجاريان و بخصوص ناصرالدين شاه درتکيه دولت مي بينيم که در تمام جاهاي ايران رواج پيدا کرد. تعزيه به صورت نمايش ماه محرم برخاسته از همه عناصر نمايشي در فرهنگ سنتي ايران و حال تحول قرن هاي متمادي است.
اين نکته که سنت هاي مربوط به مراسم ماه محرم استمرار سنت سوگوارانه ايران کهن است ، چيزي نيست که فقط در اين مورد صدق کند نمونه هاي فراوان آن را در صورت هاي مادي فرهنگ و ميراث فرهنگي مي بينيم چنان که در مکان هاي مقدس در نقاط مختلف زيستگاهي انسان که معمولا در هر کدام آنها يک يا چند مکان مقدس وجود دارد در دوره هاي مختلف پذيراي صورت هاي اعتقادي متفاوت بوده که در جلوه هاي معماري و مزارها بازتاب داشته است. چنين است که مثلا در کنگاور در مکان مقدسي که از زمان هاي پيش وجود داشته است در يک دوره نيايشگاه کنگاور در آن جا برپا مي شود. و بعد بناي يک امامزاده در آن جا ساخته مي شود و آن مکان گورستان کنگاور مي شود و طبعا گورستان ها هميشه در مکان هاي مقدس برپا مي شود. يعني يک مکان مقدس در دوره هاي مختلف مي تواند محل تجلي اعتقادات مختلف و درقالب مادي و صورت هاي مادي متفاوت فرهنگي باشد.
همين تحول در مورد صورت هاي معنوي فرهنگ هم مي تواند رخ دهد، آنچه در مورد مراسم ماه محرم و زمينه هاي کهن آن و تحول آن تا زمان حاضر گفته شد نيز نمونه اي است از اين فرآيند در فرهنگ و ميراث معنوي و تحول نبرد نيکي و بدي و تاريکي و روشني که همواره در فرهنگ ايراني وجود داشته است

+ نوشته شده در  86/10/28ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

عزاداری در ایران به شکل دستجات و مراسم خاص و تعذیه خوانی و به سر و سینه زدن پیشینه باستانی و افسانه ای دارد. در این پیشینه ما سوگ سیاووش را داریم که الهة سبزینه به حساب می آمد  . از منظر مردم آن زمان  این الهه که  در تابستان یا پائیز میمُرد و این امر موجب عدم رویش گیاه در دو فصل زمستان و پائیز می گردید .  اما در فصل بهار بار دیگر سیاووش زنده می شود   و به دنبال آن گیاهان  نیز رشد می کنند  . به همین دلیل مردم در ایران باستان قبل از بهار بر مرگ سیاوش به شکل دستجات و هیاتهای بزرگ ، عزاداری می کردند و می گریستند و بر گریستن نیز تأکید بسیار داشته اند و آن را موجب رضایت و برکت از سوی  الهه ها می دانستند  و در این میان گریه زنان از امتیاز بیشتری برخوردار بوده است. دلیل این عزاداری و گریستن جلب نظر ایزد بانوی باران بوده است تا او نیز بر سوگ سیاووش بگرید تا با گریه او باران و برکت بر زمین نازل شود. زیرا تنها عامل زنده شدن سیاووش همین گریه ایزد بانوی برکت بوده است که با گریستن او سیاوش و به دنبال او سبزینه رشد می کرده است. زنان در این ایام  بر سر خود گِل می مالیدند و محافل عزا ی زنانه بر پا می کردند  این مراسم گریستن به جهت نزول باران تا اواخر خرداد ادامه داشته است اما پس از آن قطع می شده زیرا بارش پس از این زمان موجب ضایع شدن محصول می گشته است. لذا می توان چنین نتیجه گرفت که فرهنگ عزاداری و گریستن در ایران باستان عملی عبادی در راستای جلب برکت و توجه  مردگان اسطوره ای که تبدیل به الهه ای تمام عیار در ذهن   مردم شده بودند می بوده است ، از این روست که شبیه این مراسم تنها با تغییر نامها همچنان در میان مردم ایران زمین در سوگ مردگان تاریخیشان  به شکل مفصل اجرا می شود

اما سیاوش برای مردم ایران باستان تنها نمادی از یک الهه اسطوره ایی  نبود بلکه در ورای نام سیاوش داستان و افسانه ای وجود داشت که به وسیله آن مردم مراسم سوگ و ماتم خود را توجیه و رنگ و بوئی مذهبی می دادند   ، نمونه هایی از   این افسانه های  تخیلی  که موبدان  و رهبران مذهبی دین زرنشت آن را در بین مردم تبلیغ می کردند  را می توانیم در شاهنامه ببینیم .  داستان سياوش در بين افسانه های  شاهنامه ملغمه اي از چند داستان تاريخي مذهبي می باشد  . مثل اينکه خود شخصيت سياوش خيلي شبيه به يوسف پیامبر است  . از نظر زيبا رويي و نجابت و داستان عاشق شدن  سودابه بر او که باز هم ما را ياد داستان زليخا مي اندازد و اثبات بي گناهي اش در رد شدن از شعله هاي آتش . کيکاووس هم مثل عزيز مصر نمي خواهد باور کند که  زنش خيانت کار است  . از منظر ديگه سياوش نماد مظلوميت و بي گناهي است  و اينکه خونش به ناحق توسط افراسياب ( به مانند آنچه که یزید کرد  ) ريخته مي شود  داستان عزای سیاووش خيلي شبيه به داستان عزای حسین  می باشد .   حتی  هستند مورخینی که  می گویند  مراسم عاشورا و شام غريبان و عزاداري براي حسين شکل مذهبی  شده ي همان مراسم مرگ سياوش )سووشون )  هست که در بين ايراني ها قبل از اسلام هم  رايج می بوده است .

 بعدها هم سياوش بچه اي از خود به جا گذاشت به نام کيخسرو . کيخسرو که آن را  صورت افسانه ای کورش بزرگ مي دانند  در ادب فارسی نماد انسان کامل و پير و مرشدي است  که جزو هفت تن جاويدانی  محسوب می شود   که بنابر سنت زرتشتيان روز رستاخيز به ياری سوشيانت، یعنی همان  موعود آخر زمان، برمی خيز د  و اهريمن و پليدی را از پهنه زمين پاک می کند دقیقا به مثل  همان داستانی که در مورد قیام حسین به همراه مهدی در آخر زمان ، نقل می شود  

عزاداری دسته جمعی و علنی، سنت ايرانيان باستان در سوگ سياوش بود، كه پس از اسلام تبدیل به عزاداری برای نوه دوم رسول الله  گردید  و چون سهايشان که ريشه در فرهنگ قديمی شان داشت در بعد از پذیرفتن اسلام در آداب و رسومشان ماندگار ماند    همچون  رنگ سياه پوشيدن در عزاداریرزمين ديلم و طبرستان يعنی مازندران امروزی كه زادگاه اميران آل بويه بود، خيلی دير به دست مسلمانان فتح شد برای همین  سنت  , برای اعلام و نمايش عزادار بودن  و ما حتی در ادامه داستان عاشوراها  شخصیتی مانند رستم را هم می بینیم که اینبار به اسم مختار آمده که از شمر و عمر سعد و حرمله انتقام بگیرد یعنی همان انتقامی  که  رستم در مرگ سیاووش  از سودابه گرفت .

+ نوشته شده در  86/10/28ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

 

۱- از امور غریب یکی این است که حاملان علم در اسلام اغلب از عجم بوده اند ، خواه در علوم شرعی و خواه در علوم عقلی ، و اگر در میان آنها مردی را نسب عرب بود ، در زمان و محل تربیت از عجم شرمده می شد.

ابن خلدون

 

۲- ایران تنها مشعلدار علم خود نبود ، بلکه مشعل علم خود را به اروپا برد و آن مشعل هنوز با نوری درخشانتر می سوزد.

گاریسون

 

۳- اگر آنچه علم عربی نامیده می شود ، کارهایی که ایرانیان کرده اند ، از میان برداریم ، بهترین قسمت آن از بین می رود.

پروفسر ادوارد براون

 

۴- و اما ایرانیان بر شیوه ای بودند که به علوم عقلی اهمیتی به سزا می دادند و دایره این علوم در کشور شان توسعه یافته بود زیرا دولت های آنها در نهایت پهناوری و عظمت بود و هم گویند که این علوم پس از آنکه اسکندر ، دارا (داریوش سوم) را بکشت و بر کشور کیانیان غلبه یافت از ایرانیان به یونانیان رسیده است ، چه اسکندر بر کتب و علوم بیشمار و بی حد و حصری از ایشان دست یافت.

ابن خلدون

 

 

۵- ایرانی در دنیا ، ملتی بس مهم به حساب می آمد ، هم به خاطر کمکی که به اختلاط و امتزاج اقوام و ملل مختلف نمود و هم به جهت سهمی بس عالی و ارجمند که در پیشرفت و تعالی بشریت داشته است.

هانری بر

 

۶- نخستین ملتی که دانشمندانش پیش از مصری ها و بنابراین خیلی پیش از یونانی ها به تعلیم فلسفه پرداخته و مدارسی برای آموختن آن داشته اند ، ایرانیان بوده اند.

هرودوت

 

۷- ایران یکی از بزرگترین مراکز صنعتی آسیا و سرچشمه زیباترین و پردوام ترین هنرهای زیباست که در جهان بشریت بوجود آمده است.

اپهام پوپ

 

۸- ایران از دوهزار سال به این طرف شاهکارهای معماری بوجود آورده است و می توان تخت جمشید را از لحاظ عظمت با آکروپلیس یونان و فروم رومی برابر دانست.

اپهام پوپ

 

۹- تاریخ ایران نشان دهنده کلیه مراحل پیشرفت بشری از پنجهزار و پانصد سال پیش از میلاد تا زمان کنونی است.

اپهام پوپ

 

۱۰- تمدن ایران از اهرام مصر قدیمی تر است... در هفت هزار سال پیش از میلاد در سراسر خاک ایران کمتر نقطه ای یافت می شد که در آن جنگل و مراتع طبیعی نباشد. اگر غیر از این بود تمدن عظیم آریایی در ایران بوجود نمی آمد.

کرونین

+ نوشته شده در  86/10/26ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

   

  اوضاع علمی ایران باستان

تا آنجا که اطلاع داریم , از حدود هزاره های سوم پیش از میلاد در برخی از جوامع متمدن واقع در جنوب غربی ایران فضای علمی  وجود داشته است . در آن زمان تمدن سومر و بعد ها بابل در ناحیه میانرودان شکوفا بود و در منطقه ی شوش و نیز فرهنگ ایلامی وجود می داشت. البته جو علمی آن فرهنگ ها محدود به نیایشگاهها و حلقه های متشکل از کاتبان معابد می گشت. اما باید گفت که علی رغم محدود بودن فضای علمی ,  اندیشه ها و ابدعات چشمگیری در علوم ریاضی و ستاره شناسی و هندسه در همان حلقه های علمی نضج گرفت.

پیشرفت های کاتبان شوشی و سومری در جبر و حساب و مثلثات و ستاره شناسی بدان نائل آمدند گواهی بر وجود اوضاع علمی مساعد ودر بخش هایی از آن جوامع محسوب تواند شد.
در حدود سده ی ششم پیش از میلاد مهاجرتهایی فرهنگی از سوی ایران به بابل و سپس به آناتولی و اروپا صورت گرفت. عاملان این انتقال فرهنگی مغهای ایرانی ستایشگر بغ مهر (ایزد فروغ و پیمان) بودند. این دانشمندان سنتهای مهری و زروانی در ستاره شناسی را با خویش به بابل بردند و با ترکیب معارف ایرانی با دانش های سومری و بابلی در ستاره شناسی بود که سنت قوی ستاره شناسی در جهان باستان شکل گرفت و بعد ها به یونان و دیگر فرهنگهای پسین منتقل گشت.

        

در سده ی ششم و پنجم پیش از میلاد ,  یعنی در عصر هخامنشیان ,  تماس های فرهنگی جدیدی با یونان برقرار شد . نیز در همین عصر با فرهنگ های چین و هند تماس هایی ایجاد گردید و در اثر اکتشافاتی که اسکیلاکس به فرمان داریوش در هند انجام داد میان جامعه ی فرهنگی ایرانی و هندی و چینی ارتباطهایی ایجاد گردید ,  در همین عهد بود که فرهنگهای یونان و بلاد غربی از طریق ایران با تمدن های چین و هند ارتباط یافتند.

نمونه ایی آثار هنری و مهندس در زمان هخامنشیان

 

از اوضاع علمی ایران دوره ی هخامنشی اطلاع چندانی در دست نداریم . همین قدر می دانیم که عصر هخامنشی در ایران باستان یکی از اعصار پر رونق ارتباط های فرهنگی میان ملت ها بوده است. نیز می دانیم که اعتلا , سطح علمی هر جامعه مستلزم این داد و ستد های فرهنگی می بوده که در محیطی نسبتا آرام و ایمن و فارغ بال می توانستند ثمر بخش باشند. بخش اعظمی از دوره ی هخامنشی این مقدمات را برای ایجاد فضای علمی مهیا می کرده است. آثار هنری و مهندسی که از عهد هخامنشی بجای مانده و گنجینه ای از کتاب های گلین که در تخت جمشید بدست آمده همگی گواه رونق علمی در آن زمان بشمار توانند رفت. البته بخش بزرگی از معارف ایرانی مضبوط در این دوره به دست اسکندر مقدونی و یا پیشینیان دیگر نابود شد . از این روست که ترسیم روند علمی و ذکر نام دانشمندانی که در آن عهد می زیسته اند دشوار می نماید و این پیکره را فقط با ردیابیهای سنت ایرانی در فرهنگ ها بررسی آثار باقی مانده بازسازی می توانیم نمود .

نمونه ایی از لوح های گلین در تخت جمشید

 

یورش اسکندر مقدونی به ایران در 322 پیش از میلاد و استیلای صد و چهل ساله ی جانشینان یونانی تبار اسکندر در ایران علی رغم کوششی که آنان برای یونانی ساختن ایران کردند نتوانست در جامعه ی ایرانی و خاصه در روند حکمت ایرانی تاثیر عمیق گذارد. باید گفت اسکندر مقدونی و جانشینانش یعنی سلوکیان بیش از آنکه در حکمت چیزی به شرق بدهند از معارف شرقی با خود توشه هایی از کتاب ها و آثار و اندیشه ها به یونان و ممالک مغرب بردند. نیز از طریق سرزمین و فرهنگ ایران بود که اسکندر و همراهان و جانشینانش با تمدن های چین و هند پیوند یافتند , و از آن طریق از معارف خاور دور در حکمت طبیعی بهرمند گشتند.

اسکندر و حمله به ایران

 

در سال 253 پیش از میلاد تیره های پارتی از ایرانیان به حکومت سلوکیان در ایران خاتمه دادند و با تشکیل سلسله اشکانیان مقدمات احیای فرهنگ ملی در ایران را فراهم ساختند. البته در این دوره از تاریخ ایران بیشتر با ستیز های مداوم با یونانیان و سپس رومیان و نیز اقوام مهاجم از شرق و شمال شرقی ایران گذشت. بدیهی است که در مدتی چنین کوتاه یعنی از 253 پیش از میلاد تا 226 میلادی که دوره استقرار احیای فرهنگ ملی بود و با وجود نا آرامی هایی امکان ایجاد یک سنت علمی و ثمردهی آن میسر نتوانست گشت. اماباید گفت که در این عصر پایه های سنت علمی سده های پسین در ایران و دیگر جایها گذاشته شد و از این لحاظ عصر اشکانیان را یک دوره ی آماده سازی بشمار توان آورد. در این عصر در معماری و مهندسی ابداعات چشمگیری انجام شد. نیز در این زمان گروهی از مغهای ستاینده ی مهر از سیستان به هندوستان رفتند ئ سنت ریاضی و ستاره شناسی را در سرزمین هند قوام بخشیدند و به "مغ-برهمنان" معروف گشتند. گفته شده است که دانشمندان بزرگی چون "برهما گوپتا" و "مهراویارا" از اخلاف این مغ-برهمنان بوده اند.از سنت ستاره شناسی ایرانیان این عصر نیز آگاهیهایی در دست است. نیز باید افزود که جاده ابریشم که گویا در این زمان احداث شد , جاده ای که سرزمین چین و هند را از طریق ایران به سواحل روم مربوط می کرد , در اینجا ارتباط و مبادلات فرهنگی میان اقوام گوناگون نقش عمده ای را ایفا می نمود.

در 266 میلادی دوره حکومت فدراتیو اشکانی به دست اردشیر بابکان بسر آمد و از آن پس به مدت پنج قرن تا سال 652 میلادی دولت ساسانیان در سرزمین ایران حکم راند. حکومت ساسانی از همان ابتدا با جنبه های دینی آمیخته بود و بدینسان وحدتی که دوره ی ساسانیان در ایران پدید آمد آمیزه ای از وحدت سیاسی و مذهبی بشمار می رفت. جد اردشیر بابکان یعنی ساسان یکی از خدمتگزاران معبد آناهیتا در استخر پارس می بود و از این روی دودمان ساسانی از بدو امر مایه هایی از گرایش مذهبی در بطن خود می داشت . در عصر ساسانی بود که نسخه ها و پاره های اوستای زرتشت جمع آوری شد و مدون گشت و دین زرتشت به عنوان آیین رسمی کشور در سراسر ملک پذیرفته و مستولی گردید.

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا - کنگاور - سال ۱۳۵۰

عصر ساسانی یعنی زمان میان سده های سوم تا هفتم میلادی از بسیاری جهات عصر باروری فرهنگی در ایران بود . در این روزگار جنگ های متوالی و متمادی میان ایران و روم و میان ایران و اقوام زردپوست شرقی جریان داشت . دهها هزارتن اسیرانی که در زمان شاپور اول و پس از پیروزی او بر والرین به ایران آورده شدند شامل تعدادی مهندس و دست ورز بودند که در ایجاد ساختمانها و پلها و سدها و از آن طریق انتقال برخی عناصر فرهنگی نقش موثری داشتند. در عصر ساسانی جامعه ی ایرانی به صورت یک سیستم باز در آمد. افزون بر تماس های نظامی و معاملات تجاری که از پیش وجود می داشت , در این عهد فعالیت مسیحیان و بویژه نسطوریان در ایران افزایش یافت. در رها و نصیبین و جندی شاپور مدارس و مراکز علمی ایجاد گشت و همراه با اینها فعالیت هایی در جهت ترجمه کتب از هندی و یونانی به پهلوی و بعد ها به سیرانی-عربی آغاز گردید.

جندی شاپور

 

در زمان خسرو اول , انوشیروان , وقایع دیگری در ایران رخ داد که در روند علوم در ایران آن زمان و روزگار های پسین تاثیر نمود. در سال 528 میلادی ژوستی نیان امپراتور بیزانس مکتب آتن را تعطیل کرد و در پی آن تعدادی فیلسوف و اندیشمند که شماره شان به هفت نفر می رسید به دربار ایران آمدند. این اشخاص مدتی در جندی شاپور ماندند ولی پس از چندی به دیار خویش بازگشتند. اقدام دیگری که در زمان انوشیروان بعمل آمد گسیل شدن "برزویه" ی پزشک به هندوستان برای تهیه نسخه ای از کتاب کلیله و دمنه بود. برزویه این ماموریت را با موفقیت به انجام رسانید و آن کتاب را به ایران آورد و خود نیز بابی نخستین بر آن افزود.

کلیله و دمنه

 

از جامعه علمی ایران عصر ساسانی نام دانشمندان چندانی بجای نمانده است . اما می دانیم که در این عصر فعالیت های چشمگیری در ستاره شناسی و نجوم می شده است ."زیج شهریار" که بعد ها ماخذ بسیاری از دانشمندان دوران اسلامی قرار گرفت در این عصر تدوین گردید. نیز کتاب جغرافیایی "شهرهای ایران" از تالیفات این دوره است. از بزرگمهر نیز شرح هایی بر یک کتاب نجومی از والیس رومی بجای مانده و از نوشتاری به نام "اندرز گر" تالیف "ذاذان فرخ" نیز در تذکره های تاریخی نام برده شده است.


عصر ساسانی از لحاظ پیشرفت هایی که در موسیقی حاصل گردید نیز دوران پر ثمری بوده است. علم موسیقی نظری و نوازندگی در زمان خسرو پرویز رونق بسیار یافت.موسیقی دانانی که نامشان از آن دوره به جای مانده است عبارت بوده اند از "باربد (فهلبذ)" , نکیسا , رامتین , بامشاد , آزاد ور چنگی و سرکش که سرپرست موسیقی دانان دربار بشمار می آمده است. گوشه ها و دستگاههایی که توسط موسیقی دانان عصر ساسانی ساخته و پرداخته شد و ابداعاتشان در زمینه آلات موسیقی بعد ها به صورت گنجینه ای گرانقدر در اختیار موسیقی دانان دوران اسلامی قرار گرفت.

  

موسیقی در زمان ساسانیان

 

چنانچه ایجاد ارتباط فرهنگی و تبادلات فکری و برگردان آثار به زبان های گوناگون را معیار هایی مثبت برای یک محیط مساعد فرهنگی بدانیم باید بگوییم که عصر ساسانی علی رغم تضاد ها و جنگ ها و نابسامانیهای متعدد روی هم رفته دورانی پر بار و زاینده بوده است . در این دوران فرهنگهای شرقی و غربی در مراکزی مثل جندی شاپور و رها و نصیبین و حران با یکدیگر تلاقی کردند و اندیشمندان متعددی به دیدار یکدیگر توفیق یافتند. بنابراین , افزون بر وجود آثار و شواهدی که مبین رونق وجوهی از فرهنگ و علم و فن و هنر در زمان ساسانیان بوده در یک جمع بندی عمومی باید بگوییم که عصر ساسانی یعنی آخرین دوره ی تاریخ ایران پیش از اسلام روزگار باروری و آمادگی بوده است. سنت های ایرانی و یونانی و هندی که در بطن فرهنگ عصر ساسانی در هم آمیخته شده بودند در اعصار پسین با ترجمه ها و انتقالاتی که انجام گرفت زاینده شدند. و ایران دوران اسلامی و فرهنگ های پسین از این منبع فرهنگی نه تنها علم و هنر و دین بلکه در مهندسی و فن نیز بهره های فراوان گرفتند. 

طاق کسری

طاق کسری - تیسفون - ۱۹۲۷

 

برگرفته از  ""مرد آریایی ""

+ نوشته شده در  86/10/26ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

در آستانه انتخابات بسیار مهم دور هشتم مجلس شورای اسلامی، احزاب و گروه‌های سیاسی در حال برنامه‌ریزی برای جذب هر چه بیشتر مردم، دفع هرچه بیشتر رقبا و دخول هر چه بیشتر اعضای خود به مجلس هشتم هستند.

از این رو، خبرنگار واحد مرکزی زیرگذر، ضمن حضور در جلسات توجیهی و برنامه‌ریزی‌های ستادی این احزاب و دسته‌جات، موفق به جمع آوری برنامه‌های ریخته شده‌است که گزیده‌ای از آن، از روی نوار پیاده شده و در پی می‌آید:

کارگزاران: بیبین دوستان، الحمدلله هیچ مشکلی از لحاظی پول نیست. شوما خیالتون راحت باشد که همه جور امکاناتی جوره جوره س. در مورد رد صلاحیت هم ئی شالله مشکل زیادی به وجود نمیاد. تا حالا یه چارمیلیونی خیرات کردیم و صد ملیون هم جداگونه نظر قربونی دادیم. یه اشتباهی شد که ده سال پی قاطی این چپی ها شدیم، هشت ساله س که داریم رفع سوئی تفاهیم می کونیم!... از نظری مطبوعات که خیالتون راحته راحته باشِد، ممد و بچه ها گوش به زنگن... اون حسین آقای عزیزمون عزیزمون هم که این روزا کل انداختن با حسین کیهان اینا و کارش گرفته س... بچه شرها هم که نیستن خدا رو شکر، عطاخان که لندن س و فعلا گوش شیطون کر هنوز کسی مدعی نشده س که زن ایشونه س! فائزه خانوم هم قول داده س که دهنشو جز واسه جویدن آدامس باز نکوند...

موتلفه: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و به نستعین. برادران محترم توجه داشته باشند که حفظ انقلاب و بازار برای ما از همه چیز مهمتره. لذا این روسای اصناف را خوب توجیه کنید که اگه به اندازه کافی نامزدهای همسو نروند تو(ی مجلس) اهداف عالیه موتلفه اسلامی به خطر می افتد. حالا البته خداوند خودش در هر حال نگهدار انقلاب هست بحمدلله، ولی اگر زبانمان لال بازار لطمه ببیند چه خاکی به سر کنیم؟ اگه جلوی صادرات و وارداتِ لاستیک و اسباب بازی و پارچه و قطعات بوئینگ و زعفران و سوزن چرخ خیاطی و جانماز و گوشت گاو و شیر مرغ و سگک کفش و پشم گوسفند و جون آدمیزاد گرفته بشه چه کار میشه کرد؟ وامصیبتا!... خدا اون روز رو نیاره. اینه که فعلا نفری دویست میلیون گلریزون می کنیم تا ببینیم خدا و حاج آقا عسکراولادی چی می خوان...

مشارکت: بر همگان واضح و مبرهن است که اصل و اساس تمدن بشری بر مردمسالاری و مشارکت استوار می باشد و ما موظفیم که همانگونه که پوپر گفته و حاج سعید آقا(ی حجاریان) هم تاکید کرده، از آزادی و جامعه باز و مردمسالاری حفاظت کنیم. از این رو تمام خانم ها و آقایان باید نامزد شوند، و اگر شورای نگهبان هم نگذارد که نامزد شوند، بالاخره وصف العیش، نصف العیش! همین شیرینی خورانِ رد صلاحیت هم خوبه. دست کم از این نظر که مردم فردا نگن شماها دارین چیکار می کنین؟ دنیا رو آب ببره مشارکت رو خواب میبره... ضمنا یه موردی رو هم می خواستم تذکر بدم و اونم اینه که برای اخذ ویزای شینگن لازم نیست حتما کاری کنین که رد صلاحیت بشین! ولله خوبیت نداره این همه برای رد صلاحیت زور بزنین ...مردم چی می گن؟

آبادگران: بچه ها ساکت... بچه ها ساکت... ببینید مثلا اینجا ستاد برنامه ریزیه ها!... آفرین، حالا شد. ببینید ما باید مثل دفعه های قبل، هر کاری که می تونیم بکنیم تا فقط همون عده کمی که به ما رای میدن تو انتخابات شرکت کنن. می فهمید که؟ دستتو از تو دماغت دربیار بی ادب!... یادتون باشه همه یا خائنن یا دزدن یا هر دوتاش. همه چی ردیفه، هر چی دلتون میخواد بگید و هر کار خواستید بکنید، هیچ اتفاقی نمی افته. این وری ها که دزدن، اونوری ها که خائن هستن، اون طرفی ها هم که بی لیاقت و پارتی بازن... شصت پاتو نخور بچه!... یه وقت گول ائتلاف مئتلاف رو نخورین ها!... اینا یه نمه خدعه است واسه زیر آب کردن کله بقیه اصولگراها، از شیر مادر هم حلالتره... این رایحه خوش از کجاست؟! خودش بگه کاریش ندارم...

نهضت آزادی: بسم الله الرحمن الرحیم... پیش از هر چیز یادی می کنیم از اعضای از دست رفته مون، به خصوص مرحوم طالقانی و مرحوم بازرگان و مرحوم سحابی و شصت و سه مرحوم دیگه. ثانیا، برای اعضایی که الان در بستر بیماری یا خانه سالمندان هستند آرزوی سفر خوشی می کنیم! ثالثا... ثالثا... یادم نمی یاد که، ... اصلا ما چرا دور هم جمع شدیم؟... آها... انتخابات. بله، ما انتخابات رو تحریم می کنیم و انقلاب سفید شاه و ملت هم باعث نابودی کشاورزی میشه... جانم؟ بلدتر صحبت کنید... چی؟ انقلاب شده؟ شاه رفته؟... آها راست می گید ها... خب پس بازم انتخابات تحریمه، دلیلش رو هم یادم نمیاد...!

اصولگرایان اصلاح طلب: ما باید هر جور که رفته ئی انخابات رِ بُبُرِم... البته هموطوری که مدنن ئی فعل "ببرم" یک فعل چند منظوریه! ولی فعلا ما به ئی کارا کاری ندرِم و شمام به جای دستور زبان به دستورالعمل های انتخاباتی باید عمل کنن... خوشبختانه شبی یک دانه دستورالعمل انتخاباتی صادر مشه که متضاد با دستورالعمل قبلی و بعدیه و ئی خودش فعلا کلی سرگرمی هست... یادتا باشه که مجلس جایی نیست که تا یکی رفت همه ر برداره با خودش ببره... تو مجلس هر کی باید خودش سوا سوا بره تا ئی شالله وقت ریاست جمهوری بره و ئو وقت باز همه درو هم جمع مرم... اینه که کارها را بدن دست معاون ها و مشاورهاتان و چند ماهی مرخصی بگیرن برن برای خودتان تبلیغ کنن. فرمودن که از لحاظ پول مول هم خیالتان تخت تخت باشه.
خب حالا همه با هم " یرگه کار مو و تو دره بالا می گیره...!" ها بیا... الیاس وخه.. ها آ...

اعتماد ملی: برادرا توجه داشته باشن که این مساله انتخابات مساله مرگ و زندگیه. علی الخصوص که ما به برادرای حزب کونیست چین هم قولهایی دادیم که مستلزم اونه که حتما یکی دو تا کمیسیونِ کاردرست مجلس هشتم رو داشته باشیم. شعارهای انتخاباتی رو از هر نفر صد هزارتومان شروع کنید و تا هر نفر هشتصد هزارتومان هم راه داره. نگران بعدش نباشید، به قول معروف کی داده کی گرفته؟! ضمنا خواب دم صبح هم اکیدا ممنوعه، از همین الان خودتون رو عادت بدید که سر صبح نخوابید. ما هر چی بدبختی می کشیم از همین چرتهای صبحگاهیه!... ضمنا حاج اقا کروبی قول دادن که برای تبرکش هم که شده چند تا نامه ای به دبیر شورای نگهبان بنویسند.

مجاهدین انقلاب: سماور دو پلکان - هشتم طبقه فوری - کیشمیش بهزاد فعلا - چپ قیچی عصب - استراتژی سنگر چه - زرشک شعار کوپن - آلزایمر پاترول صنایع - مجلس وزارت وکالت - چاشنی کشمیر لاجورد! 

اسم رمز صحیح می باشد. دستورالعمل انتخابات به این شرح است: عصبانی باشید، دعوا کنید، استراتژی بدهید، از دهه شصت و اقتصاد کوپنی و میرحسین بت بسازید، زنده باد آلزایمر! تمام.
این پیام بعد از سی ثانیه منجفر خواهد شد. بووووم!

اعتدال و توسعه: ما به برکت انفاس قدسی حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی، ارواحنا و ابداننا و (دانشگاه)آزادنا فداه، هیچ احتیاجی به برنامه ریزی و ایجور کارها نداریم. این است که اعضای محترم به همان کارهای قبلی خودشان از قبیل سپند دود کردن و دعا و صرف خیرات و مبرات برای سلامتی حضرت آیت الله و خودسازی و سایر مقدمات برای آمادگی جهت دیدارهای منظم با ایشان و درک فیوضات آماده کنند.

توسعه ملی: با رمز "محسن. سبزوار. مجمع" جلسه ستاد مشترک فرماندهی نیروهای تحت امر و هماهنگ با پیشوا رضایی در موقعیت 38 درجه شرقی از مسیر ب جنوبی واقع در مغرب شرقی برگزار می گردد. همه عزیزان توجه داشته باشند، در راس زمان مقرر، با رمز "یا احمد، ور آر یو" عملیات شروع خواهد شد. به محض شروع عملیات آتشبار سنگین ما بر روی مواضع دشمن، به خصوص در منطقه "پاستور" شروع به کار می کنه و سپس با شروع به کار توپخانه شیمیایی دشمن، عملیات و کار ما تموم میشه. اشهد فراموش نشه!
+ نوشته شده در  86/10/25ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

امروز بر سر بررسي يک لايحه در مجلس حسابي بلبشو شد.

حداد: آقاي توکلي فرياد نزنيد!
غفوري: غلام جون ولش کن،‌ صلوات بفرست!
تاج‌الديني: آقاي حداد بي‌خيال شو.
باهنر در پشت صحنه: مي‌بينيد که يک روز هم من جاي رئيس نبودم، چي شد؟! اگه من نبودم...
حاجي‌بابايي: واي سرم ترکيد!

توکلي: حيف که اين همه آدم دور و برته؛ وگرنه مي‌آمدم باز هم فرياد مي‌زدم!


مسابقات مچ‌اندازي در گلستان برگزار شد.

البته برخي مراحل مسابقه خيلي جدي شد و به مسابقه مچ‌شکني تبديل شد.


بارش 170 سانتي‌متر برف در انزلي سبب بروز بحران در اين شهر شده. (تصوير مربوط به منطقه ديگري است)

ـ آره عزيزم، يه کم ديگه بباره لحاف و تشک ميارم همين جا دراز مي‌کشم و باهات صحبت مي‌کنم.


اين هم تصويري از روستاي سعادتلو (معروف به آنتن‌آباد) در آذربايجان شرقي
 
 

متأسفانه با لطف اين تعداد آنتن، باز هم تصوير تلويزيون برفکيه!


رئيس کميسيون سياست خارجي مجلس ايتاليا با حداد ديدار کرد.

اومبرتو رانيدي: حداديو، ‌شيطونيو. خودمونيو خوب ثبت نام کردينو براي مجلس بعدينيو، باهنر رفتنيو؟


اين هم تصويري از تاکسي شادي در تهران البته از نوع سمند.

خداقوت!

+ نوشته شده در  86/10/25ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

 (بخش ۱)

 

تخت جمشید , پارسه , پرسپولیس

بر اساس خشت نبشته ها و سنگ نبشته های کشف شده در تخت جمشید نام اصلی آن پارسه است.بر اساس سنگ نبشته ای که روی دیوار تچر از زمان ساسانیان باقی مانده در آن زمان اینجا را صد ستون می نامیدند.پس از اشغال ایران توسط اعراب مسلمان , ایرانیان برای جلوگیری از دچار شدن این بنا به سرنوشت مجسمه های بودا در افغانستان اینجا تخت سلیمان یا مسجد سلیمان نامیدند که نام پیامبری است که در قرآن آمده و مورد احترام مسلمانان است.
پس از خلق بزرگترین اثر حماسی جهان ,شاهنامه , توسط فردوسی بزرگ ,  جمشید پادشاه اسطوره ای ایران باستان جانشین نام سلیمان شد و ایرانیان گفتند شاهی که در اینجا بر روی تخت ها روی دست افراد در سنگ نگاره ها نشان داده شده جمشید است و اینجا را تخت جمشید نامیدند.اروپاییان اینجا را پرسپولیس می نامند که به معنای مرگز تمدن پارس یا شهر پارسیان است.


عمر,ساخت و تخریب تخت جمشید

ساخت تخت جمشید که یکی از برترین بناهای تاریخی جهان است در حدود دو هزار و پانصد سال پیش به دستور داریوش بزرگ شروع شد و توسط جانشینان وی ادامه یافت و تغییراتی در ساختمان اولیه آن داده شد . بر اساس خشت نبشته های پیدا شده در آنجا تمام کسانی که در تخت جمشید کار می کردند حقوق می گرفتند و در آن زمان قانون بیمه داشتند . جالب است بدانید که زنان نیز آنجا کار می کردند.

درباره تخریب تخت جمشید دو عقیده وجود دارد : عده ای تخریب آن را به اسکندر مقدونی نسبت می دهند که آنجا را به انتقام آتش زدن ارگ آتن توسط خشایار شاه , آتش زده و ویران کرده و عده ای اسکندر را چهره ای ساختگی می دانند که هرگز به ایران نیامده . خاکستر های حاصل از سوختگی در هنگام کشف های باستان شناسی در کاخ صد ستون کشف شد.بعضی معتقدند که اعراب نیز آسیب های به مجسمه ها وارد آورده اند.


سکوی تخت جمشید

تخت جمشید روی سکویی به وسعت 135000 متر مربع در دامنه غربی کوه رحمت (میترا ,  مهر (خورشید)) با یک دیوار قطور اطراف آن ساخته شد . بعضی تاریخ دانان بر این باورند که انتخاب محل تخت جمشید بر اساس علوم نجوم بوده است. آثار مهم تاریخی تخت جمشید عبارتند از: پلکان ورودی , دروازه ملل ,  کاخ ها ,  دروازه نا تمام ,  خزانه ,  سنگ نبشته ها  ,   تصاویر سنگی  ,  موزه  , حوض سنگی , چاه سنگی و سیستم آب زیر زمینی (لطفا برای جهت یابی دقت کنید که کوه در شرق تخت جمشید است)

 

پلکان ورودی (1)

شکل 1 تصویر بازسازی شده ی ورودی تخت جمشید را با تصویر کنونی آن مقایسه می کند . ورودی تخت جمشید پلکان دو طرفه ای است که 111 پله با ارتفاع 10 سانتیمتر و طول 7 متر دارد. شکل کلی پلکان شبیه آغوشی ست که بر روی شما گشوده شده و با مهربانی شما را در آغوش می کشد. (محل چرخش پله ها را به جای آرنج تصور نمایید) سازندگان ,  سنگ ها را چنان استادانه بر روی هم سوار کرده اند که تنها گذر 2500 سال و فرسایش می تواند نشان دهد که تمام پله ها یکپارچه نیستند.
پله ها را کوتاهتر از معمول ساخته اند.درباره کوتاهی پله ها چند نظریه وجود دارد . عده ای می گویند بعضی از بزرگان که به تخت جمشید می آمده اند افراد سالخورده ای بوده اند ,  کوتاهی پله ها برای راحتی آنان هنگام بالا رفتن است .
نظریه دیگری می گوید که با اسب به داخل تخت جمشید می رفتند. این نظریه به دو دلیل قابل قبول نیست. اول : اسب را به داخل قصری چنین با شکوه نمی برده اند. دوم : تمام پله های تخت جمشید کوتاه است , آیا می توان پذیرفت که ا اسب وارد کاخ های سر پوشیده می شده اند ؟ نظریه دیگری می گوید پله ها را کوتاه ساخته اند تا ابهت مهمانان هنگام بالا رفتن از پله حفظ شود.پهنای پله ها نشان می دهد که افراد زیادی می توانند با هم از آنها بالا بروند و می توان نتیجه گرفت که عده ی زیادی در جشن های زیادی که در آنجا برگزار شده شرکت می کرده اند.

 


دروازه ملل (2)

پس از بالا رفتن ار پله ها یک ورودی با شکوه را می بینیم (شکل 2) . دو گاو نر بزرگ ورودی را تزیین کرده اند , که سر آنها از بین رفته است . بر اساس یکی از عقاید ایرانیان باستان ,  گاو نخستین موجود آفریده شده توسط اهورامزدا (خداوند جان و خرد) بوده و در زمان ساخت تخت جمشید موجود عزیز و دوست داشتنی بوده است از گاو به عنوان نگهبان در تخت جمشید استفاده شده است . سه سنگ نبشته به زبان های پارسی باستان ,  بابلی ,  ایلامی با خط میخی بالای بدن گاو ها نوشته شده است . برای جلوگیری از تخریب   آنها را  در بالاترین بخش ورودی و خروجی نوشته اند . در این سنگ نبشته ها آمده است که خشایارشاه به یاری اهورامزدا این دروازه را برای تمام ملل که از آن عبور می کنند ساخته است. به همین جهت به آن دروازه ملل می گویند. پس از عبور از ورودی ,  به سالن انتظار می رسیم که دیواری خشتی ,  سه در چهار ستون و سقف داشته است . میهمانان روی کرسی های پیوسته اطراف (شکل 2آ) می نشستند تا اجازه ورود بگیرند .

 
دو موجود خیالی با سر انسان , بال افراشته عقاب و بدن گاو درگاه شرقی دروازه ملل را تزیین کرده اند (شکل 2ب) . (عقاب نشان پرچم ایران باستان بوده)
تفاوت بین مجسمه های ورودی و خروجی نشان می دهد که مجسمه ها نه تنها برای تزیین بلکه برای گفتن عقیده ها ساخته شده است . بال عقاب و بدن گاو بسیار قوی هستند ,  انسان نیز به دلیل قدرت تفکر که در سر اوست داناترین موجود است . صورت این دو مجسمه تصویر شاهان را نمایش می دهد. بنابراین این مجسمه ها شاه را بعنوان مجودی قوی در حال نگهبانی از کشور نشان میدهد. گاه گفته می شود این تصویر سنبل قدرت سیاسی شاهان است .

 

حوض سنگی (3)

سنگی بزرگی به وزن 150 تن در جنوب دروازه ملل قرار دارد (شکل3) .اضلاع این سنگ موازی با جهت کاخ های تخت جمشید است . به همین دلیل وجود آن در این مکان باید دلیلی داشته باشد . گاه گفته می شود که این سنگ نوعی حوض یا آب نما بوده است .

 

کارگاه تخت جمشید

پس از خروج از در شرقی دوازه ملل ما می توانیم دو سر ستون را در سمت چپ خیابان سپاهان که دروازه ملل را به دروازه ناتمام وصل می کند را ببینیم (شکل4) . سر ستون ها در همانجا کشف شده اند . گفته می شود که آنجا کارگاه سرستون سازی بوده است . این موجود افسانه ای دارای سر عقاب ,  کوشه گاو و پنجه های شیر است.

 

تخت جمشید چه بوده :

عقاید مختلفی درباره تخت جمشید وجود دارد : پایتخت ,  خزانه  , مکان مقدس , یا مکان برگزاری جشنها ,  مرادی غیاث آبادی معتقد است تخت جمشید نوعی سازمان ملل برای دنیای آن روز یا مجلس بزرگان و دانشمندان ایران بوده است.

موزه (5)

برای اینکه تصویری از کاخ ها قبل از تخریب داشته باشید پیشنهاد می کنم قسمت بیرونی موزه را ببینید که مانند کاخ های هخامنشی بازسازی شده است . هر کاخ ساخته شده بود از یک دیوار گلی ,  تعدادی ستون و سرستون و  سقف بر روی آنها ,  یک سالن مرکزی و چند اتاق و ایوان در اطراف آن . تصویر (ت) نقاشی زیبایست که توسط خانم زهره پرویزی کشیده شده است و بخشی از تزیینات داخلی کاخ ها را نشان می دهد . بخشی از تزیینات اصلی کشف شده بر دیوار های داخل کاخ ها نیز در راهرو غربی بیرونی موزه روی دیوار نصب شده است .


+ نوشته شده در  86/10/23ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

سلام به همه اون چيزايي که خودتون مي‌دونين!
راستش امشب دست به نوشتن شدم و مستقيم اومدم روي بلاگفا بنويسم که حتما پستش کنم، چون خبري رو که امروز درباره ايران خوندم، نظرم رو گرفت!
خبر اين بود: فردا مدارس در استان‌هاي فلان و بهمان تعطيل است!
علت؟
برف!

ياد ماجرايي افتادم؛ يکي از بر و بکس ايراني، از آقايون ديپلمات‌ها که تازه اومده بود اينجا، يه روز صبح بيدار شده و ديده بود برف شديدي در حال باريدن است.
از همون روي تخت کنار پنجره نيم‌خيز شده بود و کف زمين رو نيگاه کرده و ديده بود، وااااااااااااي يه نيم متري برف نشسته.
لحاف رو کشيده بود روي سرش و گفته بود: اي ول رفتيم تو يه هفته تعطيلي!
ساعت نه و ده بهش زنگ زده بودند که چرا سر کارت نيستي؟ گفته بود بابا برفه! گفته بودن پاشو بيا سر کارت بينيم، هزار تا کار داريم. اينجا يه متر و نيم برف مي‌ياد، نيم ساعت رو بي‌خيال مي‌شين؟ پس از نيم ساعت تأخير محاسبه ميشه‌!
ولي ايران تا يه وجب برف بياد ديگه کار و زندگي تعطيله!

يارو بلند مي‌شه مي‌بينه هوا يخورده گرفته، فوري راديو رو روشن مي‌کنه، ببينه هيأت دولت مملکت رو تعطيل نکرده؛
البته اين کار رو در حال پوشيدن لباسش انجام ميده!
وقتي يه ذره برف بياد هم همين کار رو مي‌کنه، فوري پيچ راديو رو مي‌چرخونه و گوش مي‌ده، ولي از زير لحاف اونم فقط براي اين‌که مطمئن بشه، وگرنه قرائن و شواهد که کامله که بايد بچپه تو رختخواب. انگار مي‌خواد خودش رو قايم کنه که هيأت دولت نبيندش و بگه بابا هيشکي نيست، تعطيل ديگه!

ولي همين که اعلام ميشه تعطيله، با چنان شور و هيجاني بلند مي‌شه و لباساشو مي‌پوشه که انگار مأموريت الهي بهش محول شده! پيش به سوي نون بربري، مايه‌دار تراش، کله‌پاچه‌اي، با حال تراش، زيدي بقل، توچال و دربند! خلاصه چنان شور و هيجاني مي‌شه مملکت که سيزده بدر هم همچي چيزي نميبيني!

ولي در عوض، ادارات خالي، دفاتر تعطيل، دانشگاه‌ها و مدارس هم که ديگه هيچ و شهر، شهر مرده‌ها مي‌شن!
واي بر اون دانشجويي که نتونه توي يک متر برف و دماي منفي بيست درجه، خودش رو از زير لحاف بکشونه پشت ميز درس و مشقش!
نگين خب دولت تعطيل کرده، ما که نگفتيم!
اون موقعي که گوينده راديو مي‌گه: امروز هوا يخورده سرده، مملکت تعطيل است ، برويد حال همي بنماييد و تا قند تو دلت آب مي‌شه، بگو خب تقصير ما چيه؟ چرا فحش مي‌دي؟!

واسه دو روز ماست ترش و برنج، سلف سرويس دانشگاه رو خوب بلدين بهم بريزين و اعتراض درست کنين و البته کتکش رو هم بخورين، ولي واسه اين تعطيلي‌هاي بي‌حساب و کتاب هيشکي نيست يه اعلاميه بزنه و تومار جمع کنه و در دهنش رو چسب نواري بچسبونه که آدم رو ياد موشک بارون دوران جنگ مي‌ندازه که روي شيشه‌ها مي‌زدن که وقتي موشک مي‌زدن، اگه قرار نيست شهيد بشي، لااقل شيشه خورده چشمت رو درنياره!
ذهنم هي داره به دولت فکر مي‌کنه و همه حرف و حديث‌هايي که اين ميون هست، ولي من هيچ کاري به دولت ندارم، چون در اين مورد بخصوص ملت رو مقصر مي‌دونم.
کدوم دولتي اگه دانشجوش روي برفي که مياد سر کلاس، غر نزنه و بشينه درسش رو بخونه درس و مدرسه رو تعطيل مي‌کنه؟ يا کدوم دولتي اگه کارمندش به هزار عذر و بهانه از زير کار در نره و روز برفي از دق دلي اين‌که کشيدنش اداره، ديگه دهن ملت رو صافتر از روزاي عادي نکنه، مملکت خودش رو تعطيل مي‌کنه؟

همين الان، توي اين نيمه شبي که من نشستم و دارم اين حرفا رو توي هواي منفي فلان درجه مي‌نويسم، شوفاژ اتاقم بسته، درب و پنجره اتاق باز و بنده پاي کامپيوترم! البته با لباس گرم!
توي اداره، خيلي وقت‌ها من با کت و جليقه که هيچ، با پالتو مي‌شينم پشت ميز کارم، چون شوفاژ به اندازه‌اي روشنه که فقط اتاق سرد نباشه و بشه با تدابير شخصي، گرماي لازم رو تأمين کرد و تدابير شخصي چيزي جز لباس گرم نيست!
مي‌دونين چرا؟!! مي‌دونين چرا بايد لباس گرم پوشيد؟
چون زمستان است!
چون هوا سرد است!
چون هيچ دليلي وجود نداره که شوفاژ اداره بيست و چهار ساعته روشن باشه و کارمندان عزيز وقتي وارد مي‌شن از گرما هلاک بشن و چله زمستون با زيرپوش بشينن پشت ميزشون!
به خدا من امروز با پالتو نشستم پشت ميز کارم.
تازه ميز من يکي از ميزهاي اتاقيه که سردرش نوشته «جانشين»!

بسه ديگه.
پامون تا مچ که ميره تو برف، همه اداره‌ها تعطيل مي‌شن و دانشگاه‌ها مي‌ميرن، ولي همين که اعلام شد مملکت تعطيل، فستيوال آدم برفي توي همه کوچه‌ها برپاست و همه آدمايي که سختشون بود نيم ساعت توي سرما خودشون رو برسونن به کار و زندگيشون، از صبح تا غروب توي برف و يخ بالا و پايين مي‌پرن و هيشکي هم مريض نميشه.
پاشين برين، پاشين برين که اينجوري عبارت دلنشين «قدرت اول منطقه» رو بايد فراموش کنيم که هيچ، بايد همه زورمون رو بزنيم (البته در روزهاي غير برفي!) که قدرت آخر نشيم!
پاشين برين، ولي بدونين يه آدمايي توي دنيا دارن زندگي مي‌کنن و يه کسايي دارن توي سرما ميرن اداره و ميان که داستان زندگيشون واسه ما افسانه است!

لحافو بيشتر بکشين رو سرتون، ولي بدونين رئيس هيأت مديره سازماني که من دارم توش کار مي‌کنم، اون روزي که بخشي از مسير راه تا سازمان رو پياده اومده بود، مي‌گفت: آخراي راه تا اداره رو دويدم، چون احساس کردم دارم يخ مي‌زنم و ممکنه از سرما بميرم.
مي‌دونين از نظر من معيار براي تعطيلي از شدت سرما چيه؟ اون وقتي رو بايد از سرما تعطيل کرد که گداهاي توي خيابون رو نبيني!
با لباسي که مطمئنا به اندازه کاپشن و کت و پالتوي من و تو گرم نيست داره توي سرما از اين ور به اون ور ميره که شايد يه نفر يه پاپاسي سکه بذاره کف دستش، ولي همه امکانات فرحبخش ما دليل کافي براي کار کردن توي يه روز برفي نيست!

پس بريم زير لحاف!
اينجا ايران است! هوا سرد است! پس ... ؟ پس ... ؟ پس مملکت تعطيل است!
شب خوش، ولي لااقل بدانيم که ديگران بيدارند!

...بر گرفته از وبلاگ «PTC»

+ نوشته شده در  86/10/23ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 







 
+ نوشته شده در  86/10/23ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

حداد: مجلس هفتم در مشت دولت نيست، بلكه پشت دولت است

- تصويري از پشت دولت!

به دليل بارش برف سنگين در تهران، قاليباف و رادان در مركز كنترل ترافيك حضور پيدا كردند.

- فكر كنم يكي از متبرج‌ها خورده زمين كه اين‌جوري سردار داره بهش مي‌خنده! نه؟

هشدار: بلوتوث تلفن همراه خود را به جز در موارد استفاده، خاموش نگاه داريد

- آقاي قرباني به اين هشدار گوش نكرد و اينگونه كه در تصوير مي‌بينيد شد

اين هم مرد جنگلي 65 ساله كه عاشق شد، گريه كرد ولي به درخت تكيه نزد

بلكه به درون غار رفت و چهل سال در آنجا ماند

ساركوزي، رئيس‌جمهور فرانسه در آستانه ازدواج سومش با دوست دخترش قرار گرفت

ساركوزي كه از زن اولش 2 فرزند و از دوميش يك فرزند، هنوز سومي هم كه نيومده يك بچه اضافه شده، با اين اوضاع فكر كنم ايشون گوي رقابت رو از پادشاهان عرب بدزدن!

اين روزها كه بارش برف سنگين شده خيلي ها را به ذوق آورده

اين هم يك اسب ذوق زده كه از ذوقش تو آب يخ پريده!
+ نوشته شده در  86/10/18ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  | 

برگزيدگان جشنواره موسيقي فجر معرفي شدند.

بعضي‌ هنرمندها هم واقعاً فيلم هندي هستن ها.
مجيد: آه پدر، من انتخاب شدم پدر!

چين براي المپيك اقدام به تخريب و نوسازي هتل ها و اماكن كرده!


ايران هم براي اينكه عقب نمونه و فرهنگ اصليش رو نشون بده، برج 20 متري حوزه هنري رو با خاك يكسان كرد!

آمارها از احتمال پيروزي هيلاري كلينتون حكايت دارد.

اين هم شادي هيلاري، رَرَ، رَرَرَ .....(شادي برره‌اي)

زلزله نيوزلند هيچ خسارتي بر جاي نگذاشت.

كتابخانه‌دار: خداييش از من بدبخت تر تو دنيا وجود داره!

عيد آمد و روزهاي پركار بابانوئل هم شروع شد.

بيچاره اين بابانوئله، شانس بياره گير القاعده عراق نيافته! 
 
+ نوشته شده در  86/10/11ساعت   توسط مسعود حیدری و دوستان  |